غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

593

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

ذكر مجملى از وقايع كه در ولايت عراق و فارس بعد از معاودت خاقان صاحب سعادت دست داد و بيان توجه آنحضرت كرت ديگر بجانب دار الملك شيراز در ضمان صانع بلاد و عباد از جملهء حالات كه پس از مراجعت رايات عاليات در ولايات عراق و فارس روى نمود يكى آنكه ميرزا ايجل كه ايالت مملكت رى تعلق بوى گرفته بود پهلو بر بستر ناتوانى نهاد و در اواخر محرم سنهء ثمان عشر و ثمانمائه ازين عالم انتقال فرمود و چون اينخبر بدار السلطنهء هراة رسيد و حضرت خاقان سعيد ميرزا ايلنيگر را منظور نظر عاطفت گردانيده با امير يوسف خواجه و امير غياث الدين و عجب شير بحكومت رى و ضبط حدود آذربايجان روان ساخت ديگر آنكه امير قرا يوسف تركمان به قصد تسخير قلعه سلطانيه رايت نهضت برافراخت و امير بسطام جاگير كه در آن اوان به حكم خاقان كشورگير در انحصار فرمانفرمائى ميكرد گريخته در بلدهء قم باميرزاده سعد وقاص پيوست و آن شاهزاده ساده امير بسطام را بند نهاده صورت واقعه را عرضه داشت پايهء سرير اعلى فرمود خاقان صافى ضمير را قيد بسطام جاگير موافق مزاج شريف نيفتاد و باطلاق او فرمان داده استمالت نامه فرستاد ليكن ميرزا سعد وقاص به آن حكم ملتفت نگشت و قتل خواجه را در قم بر سر آقرق گذاشته و بسطام را مصحوب خويش داشته نزد امير قرا يوسف رفت و امير قرا يوسف او را تعظيم و تكريم بسيار كرده در تسخير عراق عجم طمع فرمود امير بسطام را از بند نجات داده بدستور پيشتر تربيت نمود و پسر او را كه اخى فرخ نام داشت با فوجى از تراكمه بقم فرستاد تا حرم ميرزا سعد وقاص آغا بيگى بنت ميرزا ميرانشاه را بآذربايجان نقل نمايد و چون اخى فرخ بقم رسيد آغابيگى كه عورتى عاقله بود با خود گفت كه سعد وقاص بد كرده كه از حكم و فرمان ميرزا شاه رخ گردن پيچيده نزد قرا يوسف كه دشمن آن خانه دانست رفت و يمكن كه قرا يوسف عنقريب قصد او نمايد و حال ما در ميان تركمانان باسيرى انجامد آنگاه نوكران خود را مسلح و مكمل ساخته همه تراكمه را بگرفت و ايشان را بتيمور شيخ و قتلق خواجه و شيخعلى زنده كه محرك ميرزا سعد وقاص بجانب قرا يوسف بودند كشته سرهاى ايشان را نزد خاقان سعيد فرستاد و كيفيت واقعه را شرح داد و ميرزا شاهرخ از كمال مردانگى آن شير زن تعجب نمود و فرستادگان او را رعايت فرمود و استمالت نامها در قلم آورده بقم روان كرد شعر و لو كانت النساء به مثل هذا * لفضلت النساء على رجال واقعه ديگر آنكه شاهزاده جلالت انتما ميرزا بايقرا كه در همدان و نهاوند و بروجرد حكومت ميكرد بتحريك برادر خويش ميرزا اسكندر كه بعد از ميل كشيدن در ظل رعايتش بسر مىبرد ياغى شده خيال تسخير شيراز فرمود و دو سه هزار سوار فراهم آورده بدانجانب در حركت آمد و ميرزا رستم از كيفيت حادثه وقوف يافت جمعى از سپاه اصفهان بسر راه برادران فرستاد و آنطايفه