غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

591

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

غنيمت ابواب نياز بر خاطرها فرو بست و ميرزا شاه رخ فوجى از لشگر ظفر اثر بتكاميشى ميرزا اسكندر فرستاد و آنجماعت او را گرفته بپايهء سرير اعلى آوردند و حسب الحكم به بميرزا رستم سپردند و ميرزا رستم خاك بيمروتى در چشم انسانيت پاشيد و ميل آتشين در چشم جهان بين برادر كشيد بيت بگنگ كشتن و كر بودن آرزومند است * زبان و گوش كسى كين حديث گفت و شنيد يفعل اللّه ما يشاء و يحكم ما يريد . ذكر تفويض حكومت ولايات بشاه‌زادگان خجسته صفات و معاودت رايات نصرت آيات بجانب دار السلطنه هرات چون نيّر فتح و فيروزى از افق مراد طلوع نموده خطه اصفهان بحيز تسخير خاقان عاليشان درآمد جناح امن و امان بر مفارق متوطنان آنمكان گسترده مبلغ صد هزار دينار كپكى كه نذر مزارات كرده بود به فقرا و مستحقان رسانيد و ثلث مال انسالرا برعاياء آنولايت بخشيد و اميرزاده رستم را حاكم دار الملك عراق گردانيد و ايالت همدان و قلاع و روجرد و نهاوند و لرستان را باميرزاده بايقرا بن عمر شيخ ميرزا عنايت كرد و ميرزا ابجل بن ميرزا ميرانشاه حسب الحكم روى حكومت بمملكت رى آورد و بلدهء قم با توابع و لواحق بجانب ميرزا سعد وقاص تعلق گرفت و گوش هوش شاه‌زادگان از درر نصايح خاقان بلند مكان صفت آرايش پذيرفت و بعد از آن كه خاطر آفتاب اشراق از ضبط و نسق مهمات عراق فراغت يافت اعلام نصرت اعلام در عين انبساط و اهتزاز بدار الملك شيراز شتافت و حكومت تختگاه سليمانى نامزد امير مضراب شد و در آن ايام بحسب تقدير مفتح الابواب جناب امارت مآب را عارضهء دست داد كه اطبا از معالجهء آن عاجز آمدند و مرغ روح شريفش از تنگناى قفس قالب به فضاى عالم ارواح طيران نمود و حضرت خاقان سعيد بازماندگان او را مشمول عنايت بينهايت گردانيده زمام سلطنت مملكت فارس را در قبضهء اقتدار شاه‌زادهء نامدار و خلاصه نتايج خواقين نصفت دثار ميرزا ابراهيم سلطان نهاد و آن قرة العين خلافت و جهان‌بانى را به تمهيد مبانى معدلت و رعايت رعيت وصيت فرموده عنان عزيمت بمستقر سرير عزت و كرامت انعطاف داد و از فارس بدار العباده يزد خراميده از آنجا به راه بيابان قهستان نهضت نمود و در 22 رجب سنهء مذكوره ببلدهء فاخره هراة درآمده ابواب مكرمت و معدلت بر روى متوطنان آن ديار برگشود حكام اشراف و اكابر اطراف بعد از وصول آن مظهر عدل و انصاف بدار السلطنهء مانند دولت و اقبال بآستان دولت آشيان شتافتند و باصناف الطاف اختصاص يافته دعاگو و ثناخوان بمنازل خويش تافتند و امير بسطام جاگير كه از قرايوسف روى گردان شده بود و تاج الدوله برادر امير كيومرث رستمدارى و نصر اللّه صحراى ساوه از آن جمله بودند و همدران ايام سيد عبد الملك مكنف برادر سيد عبد اللطيف از مكه مباركه زادها اللّه تعظيما و تكريما