غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
581
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
در ميان آورده هركس از نوئينان را صلاح دانند بفرستند تا به خدمت شتابم و حضرت خاقان سعيد در حضور يحيىكا ، قسم ياد كرد كه مدة الحيوة قصد جان فرزندى ميرزا خليل سلطان نكنم و او را معزز و محترم گردانم و امير شاه ملك و امير حسن صوفى ترخان و امير عليكه كوكلتاش را مصحوب يحيى كاروان ساخت تا شاهزاده را بپايهء سرير اعلى آوردند و چون امرا نزديك بانزار كه مسكن اميرزاده خليل سلطان و امير شيخ نور الدين بود رسيدند امير شاه ملك در كنار آب توقف كرده امير حسن صوفى و امير عليكه بانزار شتافتند و اميرزاده خليل سلطان را بغايت عنايت خاقانى اميدوار ساخته در ركاب او بجانب معسكر ظفر مآب شتافتند و در موضع اوزان آق شاهزاده بتقبيل انامل فياض سرافراز گشته حريف مجلس انس و جليس بساط قرب شده آنگاه خاقان جمجاه عنان بكران بصوب خراسان انعطاف داده ايالت مملكت سمرقند و توابع و لواحق را بميرزا الغ بيك گوركان ارزانى فرمود و امير شاه ملك را در خدمتش بازداشت ولايت حصار شادمان را بميرزا محمد جهانگير بن ميرزا محمد سلطان عنايت نموده و چون موكب همايون از جيحون بگذشت قبة الاسلام بلخ را بميرزا ابو الفتح ابراهيم سلطان داد و ميرزا قيدو را بحكومت كابل غزنين و قندهار فرستاد و رايات ظفر آيات در طى مسافت سرعت نموده بتاريخ 16 شعبان سنه 812 كامياب و كامروا بمستقر دولت و اقبال رسيده بعد از چند روز اسباب سلطنت ميرزا خليل سلطان را مرتب داشته امير حمزه قوتوقو و بيكپولاد و خضرا سپاهى و صدر حسن و خواجگى را با قرب ده هزار نفر از لشگر ملازم شاهزاده گردانيد و فرمود كه بعراق عجم رفته از ممالكى كه تعلق بميرزا ميرانشاه و ميرزا عمر ميداشته آنچه تواند در حيز تسخير آورد و ميرزا خليل سلطان اطاعت فرمان نموده بتاريخ هفدهم ذيقعده سال مذكور بدانجانب نهضت فرمود . ذكر عصيان و طغيان امير شيخ نور الدين و كيفيت كشته شدن او بيمن توجه خاطر خطير خاقان ظفر قرين چون حضرت خاقان سعيد مملكت سمرقند را بميرزا الغ بيك ارزانى داشت و امير غياث الدين شاه ملك را در خدمت شاهزاده گذاشته بنفس نفيس رايت عزيمت بصوب دار السلطنهء هرات برافراشت امير شيخ نور الدين از غايت خشم و كين لشگر تركستان درهم كشيده متوجه تسخير سمرقند گرديد و امير شاه ملك از شهر بيرون رفته و بمقابله و مقاتله خصم اقدام نموده انهزام يافت و خود را در كوه آقسراق كه در ميان كش و سمرقند است محكم كرد و امير وفادار بدست امير شيخ نور الدين گرفتار شده مقيد گشت و جناب امارت مآبى به خيال درآمدن در شهر روز جمعه ششم ذى حجه سنه اثنى عشر و ثمانمائه بدروازه شهر شتافت