غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

557

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

اموال فراوان متوجه بلخ بود به آن حدود رسيد ميرزا سلطان حسين او را غارتيده متوجه سمرقند گرديد و ميرزا خليل سلطان از شهر بيرون آمده بعد از تقارب فريقين امير اللّه داد و ارغونشاه و ديگر امرا كه بر سبيل كره ملازمت ميرزا سلطان حسين مىكردند از وى جدا شدند و نزد ميرزا خليل سلطان رفتند بنابر آن در هشتم محرم سنه 808 ميرزا سلطان حسين از برابر لشگر سمرقند فرار نموده در نواحى اندخود و شيرغان بامير سليمان شاه پيوست و بين الجانبين قواعد عهد و پيمان بغلاظ ايمان تأكيد يافت و ميرزا پير محمد جهانگير ايلچى نزد امير سليمان شاه فرستاده ميرزا سلطان حسين را طلبيد جناب امارت پناهى به آن سخن ملتفت نشد و غيرت پادشاهى ميرزا پير محمد جهانگير را بر آن داشت كه بطريق شبيخون بر سر ايشان تاخت ميرزا سلطان حسين و امير سليمانشاه چاره منحصر در گريز دانستند و بهراة شتافته بخدام بارگاه شاه‌رخى پيوستند و آنحضرت بعد از تقديم مشورت مبلغ صد هزار دينار كپكى و چند سر اسب قيمتى بامير سليمان شاه عنايت كرده سرخس را سيورغال گردانيد و حكم فرمود كه بامير مضراب و سيد خواجه كه در سبزوار بودند پيوندد و از جانب ميرزا ميرانشاه كه بكاليوس آمده بود واقف باشند و چون امير سليمانشاه روى به مقصد آورد امراء شاه‌رخى صلاح ملك در قتل ميرزا سلطان حسين دانستند نوشيروان برلاس آن شاه‌زادهء شجاعت پيشه را در بيرون دروازهء عراق گردن زد و چون اينخبر بسمع امير سليمان شاه رسيد آغاز مخالفت كرده بحصار كلات رفت و خاقان سعيد متوجه آنحدود شد و امير عبد الصمد حاجى سيف الدين را كه داماد امير سليمان شاه بود بكلات روانه فرمود تا او را نصيحت نموده از مقام مخالفت بگذراند و امير عبد الصمد با امير مشار اليه ملاقات كرده و سخنان دولتخواهانه گفته بىحصول مقصود بازگشت آنگاه خاقان عاليجاه بموجب استدعاء امير سليمان شاه امير جهان ملك را نزد او فرستاد و چون جهان ملك نيز مانند عبد الصمد باز گرديد رايات ظفر آيات بر جناح استعجال بصوب كلات نهضت فرمود و امير سليمان شاه بعد از تحقيق آن خبر به طرف سمرقند گريخت و خاقان سعيد بسلامت مراجعت نموده در هفتم جمادى الاولى سنه 808 بدار السلطنة هراة رسيده ميرزا الغ بيك و امير شاه ملك را بضبط اندخود و شبرغان مامور گردانيد و چون فصل شتابگذشت و بار ديگر لشگر سلطان بديع آثار بهار عازم كوه و دشت و صحرا گشت خاقان سعادت انتما جهة مصلحت ماوراء النهر به ييلاق بادغيس خراميد و در منزل قزل رباط خبر محاربه ميرزا پير محمد جهانگير و ميرزا خليل - سلطان بتواتر انجاميد . ذكر محاربه ميرزا پير محمد و ميرزا خليل سلطان و بيان بعضى از وقايع و حوادث خراسان در آن اوان كه اميرزاده الغ بيك و امير شاه ملك در نواحى بلخ و شبرغان بودند