غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

530

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

اجلال فرمود و در آن بقعه اميرزاده پير محمد جهانگير را با اسب و كمر و خلعت و افسر معزز و موقر ساخته رخصت داد كه بزابلستان مراجعت نمايد و اميرزاده سيدى احمد بن عمر شيخ را كه مادرش در خانهء شاه‌زاده مشار اليه بسر ميبرد و خود در طوى مذكور دخترش را خواسته بود همراه او ساخت و ايشان به راه هراة متوجه قندهار شدند و امير تيمور گوركان ايلچى سلطان مصر را نيز خلعت و كمر ارزانى داشته و از انعامات ديگر نيز محفوظ و بهرور ساخته دستورى داد و مولانا عبد اللّه كشى را با جمعى رفيق او گردانيده مكتوبى بعرض سه گز و در طول هفتاد گز كه به آب زر قلمى شده بود به خط يد مولانا شيخ محمد ولد خواجه حاجى بندگير تبريزى كه در حسن خط او ساير خوش‌نويسان آنزمان امتياز داشت باسم ملك فرج در صحبت ايشان ارسال نمود و چون سلطان مصر پيغام فرستاده بود كه ما سلطان احمد جلاير و قرا يوسف را گرفته بند كرده‌ايم و بهرچه اشارت عليه نفاذ يابد در بارهء ايشان بتقديم خواهم رسانيد امير تيمور در جواب آن نوشت كه سلطان احمد را مقيد بفرستند و قرا يوسف را از قيد زندگى نجات دهند و تحف گرامند و نفايس ارجمند با رسول و نامه ارسال داشت و برين قياس ساير ايلچيان اطراف را اجازت معاودت ارزانى فرمود آنگاه از مدرسهء سرايملك خانم بكوك‌سرا كه بنا كردهء معمار همت بلند نهمتش بود نقل نمود و امر عالى بنفاذ پيوست كه امير برندق نسخهء لشگريان را به نظر احتياط درآورد و معلوم كند كه درين يورش چند هزار كس ملازم ركاب ظفر انتساب خواهند بود و جناب امارت مآبى تفحص و تحقيق نموده بروايتى كه در ظفرنامه و مطلع السعدين مسطور است معروض داشت كه بموجب سانى كه در كان گل قرار يافته از بلاد ماوراء النهر و تركستان و بلخ و خوارزم و بدخشان و خراسان و مازندران و بقاياى قرا تاتار دويست هزار سوار و پياده نامدار در ميدان كارزار مجتمع خواهند بود و چنانچه حضرت مخدومى ابوى مرحومى در روضة الصفا نوشته‌اند روزى ميرزا سلطان احمد بن ميرزا سيدى احمد بن ميرزا ميرانشاه ميفرمود كه دفترسان صاحب قران گيتى ستان پيش منست و از آن دفتر بوضوح مىپيوندد كه ملازمان خاصه آنحضرت در حين توجه بجانب ختاى سيصد و هشتاد و دو هزار و ششصد و دوازده نفر در شمار آمده بودند و عدد مجموع سپاه ظفر در اثر آن سفر بهشتصد هزار سوار و پياده ميرسيد و العلم عند اللّه الكبير المتعال فى جميع الاوقات و الاحوال . گفتار در بيان نهضت رايات ظفر آيات جهته يورش ختاى بقشلاق آقسولات چون بمقتضاى قضاى سبحانى و اقتضاء تقدير ربانى در اثناء كشورگيرى و ملك‌ستانى لشگر قيامت اثر حضرت صاحبقرانى ارتكاب بعضى از امور هايله مانند غارت و اسر و