غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

519

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

از سر جرايم گرگين در گذشتم و ايلچيان گرگين رخصت انصراف يافته آنخبر بهجت اثر بوى رسانيدند و بعد از چند روز بازآمده هزار اشرفى كه بشرف اسم و لقب همايون مشرف گشته بود هزار اسب با بسى نفايس اقمشه و كرايم اموال و ظروف و اوانى زرين و سيمين و بلورين و قطعه لعلى خوش‌رنگ آبدار به وزن هژده مثقال برسم پيشكش آوردند و ملتزم جزيه شدند و امير تيمور گوركان ايشان را خلعت بخشيده رخصت انصراف ارزانى داشت و علم مراجعت از آنديار برافراشت و چون از آب كر عبور كرده دو منزل طى نموده خيال عمارت شهر بيلقان در خاطر عاطر افتاده بجانب قراباغ اران متوجه شد ذكر بعضى از وقايع و احوال على سبيل الايجاز و الاجمال در موسم پائيز كه اوايل ايام ظهور برودت و سرما بود و ابر چون كف كريمان گاه سيم‌بار و گاه گوهر نثار مينمود خيال تعمير بيلقان كه شهرى بود بغايت ويران از خاطر آن بانى مبانى عدل و احسان سر برزد و مهندسان و معماران طرح شهرى كشيدند مشتمل بر سور و خندق و چهار بازار و بيوتات و مساجد و حمام و بنياد عمارت كرده اطراف آن را بطناب پيمودند و بر شاه‌زادگان و امرا قسمت نمودند و ايشان مراسم اهتمام مبذول داشته لشگريان بجد تمام آغاز كار كردند و بيمن توجه ضمير همايون ارتسام كاريكه از دست اقتذار سلاطين ذوى الاحتشام در عرض يكسال دشوار برآيد به مدت يك ماه تمام شد و بهرام برادر جلال الاسلام بمحافظت بيلقان مأمور گشت و همدران ايام راى صوابنماى چنان اقتضا كرد كه از رود ارس جدولى بريده شود كه آب آن از بيلقان گذرد تا موجب ازدياد معمورى آن بلده گردد و شاه‌زادگان و امرا در كفايت آن مهم مساعى جميله مبذول داشته در اندك زمانى جوئى كه پنج شش فرسخ طول و پانزده گز عرض داشت ترتيب يافت و در آن اوان كه اراضى بيلقان مركز اعلام فيروزىنشان بود اشراف و اعيان ممالك ايران و توران جهة تهنيت فتح روم و تعزيت شاه‌زاده سعيد مرحوم باردوى صاحبقران گيتىستان آمده بودند و هرروز مجلس گيتى فيروز از نور حضور جمعى كثير از علماء نحرير و فضلاء روشن ضمير ازديار اضاعت مىپذيرفت و نكات لطيف و حكايات بديع ميگذشت روزى سخن بذكر فضيلت عدل و احسان و علو مرتبت پادشاهان عدالت‌نشان منجر شده امير تيمور گوركان نخواست كه آن مبحث به مجرد گفتار اختتام يابد بنابر آن از علما استفسار احوال ولايات و كيفيت معيشت حكام و داروغكان فرمود هريك آنچه از نيك و بد و خير و شر مملكت خود معلوم داشتند بعرض رسانيدند و امير تيمور بتدارك اختلال احوال سابقه اشتغال نموده در باب رعايت رعيت و زيردستان غايت سعى و اهتمام مبذول داشت و همدران اوقات صاحبقران خجسته صفات طايفهء از اصحاب درس و فتوى را كه بمزيد زهد و تقوى