غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

506

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

گردانيد و از او نيك نهضت همايون اتفاق افتاده صحراى ازرروم مضرب خيام عساكر نصرت هجوم گشت و شاهزادگان و نوئينان كه بعراق عرب شتافته بودند در آن يورت بموكب عالى پيوستند آنگاه صاحبقران كشورستان كمند همت بر تسخير قلعه كماخ انداخت و آن قلعه‌ايست در هفت فرسخى ارزنجان و از غايت رفعت و متانت آن ديدهء فلك حيرانست و اميرزاده محمد سلطان متكفل فتح آنحصار شده با طايفه از امرا و بهادران و فوجى از سپاه نصرت‌نشان بدانجانب شتافت و ايام محاصره دوازده روز امتداد يافته آخر الامر شيران بيشهء پيكار چون كبك كوهسار بر آن حصار استوار بالا دويدند و آن حصن حصين را از روى غلبه و قهر مسخر ساخته خبر فتح بصاحبقران عالى گهر فرستادند و آنحضرت پاى مبارك در ركاب آورده بدانجا خراميد و آن قلعه را به نظر احتياط ديده كوتوالى آن را بطهرتن مفوض گردانيد و ماهچه اعلام گردون مماس از آنجا نيز در حركت آمده چون پرتو وصول بر ولايت سيواس انداخت با يزيد جمپاى ايلجيكده كه برسم رسالت نزد ايلدرم بايزيد رفته بود با جمعى از ايلچيان قيصر بازآمده فرستادگان بوسيلهء امراء عاليشان عز بساط بوسى دو يافته چند جانور شكارى و ده سر اسب پيشكش گذرانيدند و پيغامى كه موافق مدعاء صاحبقران كشورگشا نبود بعرض رسانيدند مزاج همايون از استماع آن سخنان متغير گشت و بيلاكات را رد كرده فرمود كه چو سعادت مساعدت ننمايد نصيحت و نيكخواهى كسى را فايده ندهد ايلدرم با يزيد با مردم سخنى ميگويد و هرنفس طريق مطلوبى ميپويد اگر قرا يوسف را ميفرستاد و قلعه كماخ را بگماشتگان ميداد آن مملكت بسلامت مىماند الحمد اللّه كه بىمنت او حصار كماخ به تصرف بندگان اين آستان درآمد اكنون او را بگوئيد كه چون سخن نشنيدى مردانه‌وار پاى ثبات استواردار ع من اينك رسيدم نگه‌دار جاى . ذكر نهضت صاحبقران ظفر عطيه بجانب قيصريه و انكوريه و نزديك رسيدن قيصر و تعبيه سپاه و لشگر صاحبقران هفت كشور در صحراى سيواس جبه ديده فرستادگان قيصر را اجازت مراجعت ارزانى داشت آنگاه قلعه هاروك را فتح كرده عنان عزيمت بصوب قيصريه برافراشت و بعد از وصول رعايت رعيت آن بلده فرموده سپاه ظفر پناه را به برداشتن ذخيره اشارت نموده از آنجا سه منزل به طرف انكوريه رفته روز چهارم اراضى شهر معسكر نصرت بهرگشت و در آن مرحله از قراول خبر آمد كه سياهى سپاه ايلدرم با يزيد نمودار گرديد لاجرم فرمان واجب الاذعان نفاذ يافته لشگريان روى سوى دشمن بتوره فرود آمدند و طريقه حزم مرعى داشته گرداگرد او را دو خندق كندند و بچرومند مستحكم گردانيدند و رايت