غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

503

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

قسمت كرده به مدت يك ماه جوئى كنده شد كه ده فرسخ طول داشت و آن را بنهر برلاس موسوم گردانيد و چندين قريه و قصبات و باغات به آب آن جوى احداث يافت و در آن زمستان بامير تيمور خبر رسيد كه سلطان احمد جلاير نوبت ديگر به خيال جهانبانى از روم ببغداد آمده آمده و همت بر زراعت و عمارت آن خطه گماشته بنابر آن صاحبقران كامكار چهار فوج از شاهزادگان و نوئينان را نامزد ديار عرب فرمود و اشارت نمود كه هرفوجى براهى توجه كنند و مواد انتعاش سلطان احمد را از آن ولايات منقطع گردانند و حسب الحكم اميرزاده پير محمد عمر شيخ و امير سليمان شاه و جهان ملك و پير على تاز از راه لرستان و خوزستان متوجه واسط گشتند و اميرزاده ابابكر و امير جهانشاه بصوب بغداد روان شدند و اميرزاده خليل سلطان و اميرزاده سلطانحسين روى ببعضى ديگر از آن ولايات عراق عرب آوردند و امير برندق بن جهانشاه با فوجى از امراء جلادت پناه تاخت جرير مرا پيشنهاد همت كرد اما اميرزاده ابا بكر و امير جهانشاه بيك ناگاه ببغداد رسيده سلطان احمد آنمقدار سراسيمه شد كه مجال جامه پوشيدن نيافت و بتوى پيراهن خود را در كشتى انداخت و باتفاق پسر خود سلطان طاهر در آنطرف آب بر اسبان باد رفتار سوار گشته به طرف حله گريختند و امير جهانشاه ايشان را تعاقب نمود و سلطان احمد جسر را ببريد و بجانب جزيره خالد و مالك بيرون رفت و امير جهانشاه عنان بازكشيد و ساير شاهزادگان و امرا بهرجا رسيدند از مخالفان هركس كه يافتند بغارتيدند و سركشان را بتيغ بيدريغ بگذرانيدند و آن زمستان در عراق عرب بپايان رسانيده در اول بهار در پل خاص كه در دوازده فرسخى بغداد است بهم پيوستند و عازم اردوى همايون گشتند . ذكر شمه از جسارت ايلدرم با يزيد و ايلچى فرستادن او نزد پادشاه صاحب تائيد در آن اوان كه امير تيمور گوركان در فتح بلاد شام لوازم اهتمام بجاى مىآورد قيصر روم ايلدرم با يزيد بتحريك سلطان احمد جلاير و امير قرايوسف لشگر بارزنجان كشيده آن بلده را مفتوح ساخت و بشفاعت سلطان احمد از سر جريمه طهرتن گذشته بار ديگر حكومت ارزنجان بوى داد اما زن و فرزند او را برسم نوا با خود برد و در آن وقت كه امير تيمور گوركان از تبريز بنخجوان خراميد امير طهرتن بملازمت شتافته كيفيت حال عرضه كرد و بر زبان آورد كه ظاهرا قيصر از اين جسارت نادم و پشيمان گشته و داعيه دارد كه ايلچى فرستاده زبان اعتذار و استغفار بگشايد مع ذلك غايت حميت خسروانه باعث توجه بجانب روم بود و در مجالس گاهى باظهار ما فى الضمير زبان الهام بيان مىگشود و خبر عزيمت آنحضرت در آن مرز و بوم شيوع يافته بعضى از تاصحان مشفق بعبارات موافق