غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
494
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
جان بتك پا بيرون برده زنده بدمشق رسيده خبر آن بدمشقيان رسانيد و از لشگر عرب جماعتى كه بحلب مىگريختند بواسطه ازدحامى كه در آن راه واقع بود نتوانستند كه بسرعت طى مسافت نمايند و اتراك پر ستيز عنان ريز از عقب شتافته بهركه ميرسيدند بتيغ انتقام مىگذرانيدند و حلبيان از خوف جان خود را در خندق مىانداختند لاجرم آنمقدار از ايشان بر زبر يكديگر افتاده جان داده كه خندق پر شد بيت يلان عرب خفته در خون و خاك * ز شمشير تركان جگر چاك چاك و همان روز كه يازدهم شهر ربيع الاول بود شهر حلب فتح شده شدون و تمور تاش بقلعه گريختند و سپاه پرخاشجوى روى بتسخير آن حصار كه در غايت استوارى بود آوردند و نقبچيان آغاز كار كرده در عرض دو سه روز بروج آن را غربال مثال سوراخ سوراخ ساختند و چون نزديك به آن رسيد كه صورت فتح و ظفر در آئينهء مراد جلوهگر آيد شدون و تمورتاش آثار عجز و انكسار بر وجنات و وزگار خويش مشاهده نموده با سادات و علما و اشراف و اعيان تنسوقات و تبركات برداشته از حصار بيرون آمدند و بساحت بارگاه فلك اشتباه شتافته روى نياز و افتقار بر زمين نهادند و مقاليد خزاين و مفاتيح دروب و دفاين بدست نواب ديوان اعلى دادند و شدون و تمور تاش با هزار كس از اهل پرخاش مقيد گشته غنيمت آن قلعه كه بينهايت بود و در ميان ملازمان سدهء سدره منزلت تقسيم يافت و فرمان واجب الاذعان سمت نفاذ پذيرفت كه شرفات قلعه را بميتين قهر از بالاى بروج بر زمين افكندند و صاحبقران سعادتمند ايسن بوقا دواتدار را كه از جمله اسيران بود پيش ملك فرج فرستاد و پيغام داد كه شدون و تمورتاش در اين جانب اسير و دستگيرند و فرج ايشان موقوف بفرج رسيدن اتلمش است ميبايد كه على الاسرع الحال او را بفرستند تا ما نيز اسيران ايشان را مطلق العنان گردانيم بعد از آن صاحبقران گيتىستان اغرق قلعه را در حلب گذاشته سيد بدر الدين هزار جريبى و شاه شاهان سيستانى و موسى تويبوغا را بمحافظت آنحصار تعيين نمود و بعد از پانزده روز كه در حلب اقامت نمود عزيمت فتح ديگر ولايات شام فرمود و قلعه حمى و حمص و بعلبك را بمصالحه گرفته سايه التفات بر مفارق متوطنان آن بلدان گسترده آنگاه قرين فتح و ظفر روى توجه بجانب دار الملك شام آورد . گفتار در بيان رفتن صاحبقران صفشكن بجانب دمشق و سلوك ملك فرج در طريق مكر و حيل و ذكر گريختن سلطان مصر و شام بعد از وقوع جنگ و جدل صاحبقران ظفر زك چون از مهم بعلبك فراغت يافت روز يكشنبه سوم جمادى الاولى عنان عزيمت بصوب دمشق تاخت و حال آنكه آن زمان ملك فرج بموجب استدعاى دمشقيان