غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
477
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
محمود و ملو خان در شهر تحصن نموده صاحبقران گيتىستان كنار حوض خاص را بشرف نزول همايون اختصاص داده و حوض خاص ساخته و پرداخته پادشاه دريادل سلطان فيروز شاه است و آنمقدار وسعت دارد كه تير تيز پر از يكطرف آن بديگر جانب پرواز نميتواند كرد و آن غدير در موسم برشكال از آب باران پر شده تمامى سال اهالى دهلى از آن آب مىآشامند و گازران پيوسته در آنجا جامه ميشويند القصه چون كنار حوض خاص محل نصب سرادقات سلطنت گشت شاهزادگان و امرا و نوئينان به خدمت شتافته رسم تهنيت بجاى آوردند و آثار شجاعت و غرايب امور كه بفرّ دولت قاهره از هركس كه بظهور آمده بود عرض كردند و آنحضرت از وفور نعم آلهى كه شامل روزگار ملازمان استان پادشاهى شده بود آب در چشم گردانيده رقت نمود و زبان بتحسين امراء جلادت آئين گشوده درباره ايشان انعامات فرمود . ذكر فرار سلطان محمود و ملو خان و وقوع نهب و تاراج بدار الملك هندوستان چون عقد جمعيت حكام دهلى از هم بگسيخت و هريك از لشگريان ايشان به طرفى گريخت سلطان محمود و ملو خان به شهر درآمده و طريق مشورت مسلوك داشته جز فرار چارهء ندانستند و در همان شب كه مانند باطن كفرهء فجره تيره و هم چون ظاهر سياه رنگ بود شهر بازگذاشته رايت كريز برافراشتند و نيمشب امير تيمور گوركان از فرار مخالفان خبر يافته جمعى از بهادران را از عقب گريختگان فرستاد و ايشان بسيارى از مخالفان را كشته غنيمت بىنهايت گرفتند و دو پسر ملو خان كه يكى سيف نام داشت و بملك اشرف مشهور بود و ديگرى خدايداد اسير كرده باردو آوردند و صباح چهار شنبه هشتم ربيع الاخر كه بيرق زرنگار خسرو ثوابت و سيار را بر بام اين نيلى حصار منصوب گردانيدند صاحبقران گيتىستان بدروازهء ميدان شتافته در عيدگاه سراپرده و خرگاه برافراشت و سادات و قضات و اكابر و اشراف دهلى بفر بساط بوسى رسيده فضل - اللّه بلخى كه نايب ملو خان بود با اهل ديوان بملازمت مبادرت نموده و ملحوظ عين عنايت خسروانه گشته بجان امان يافت آنگاه لواى كشورگشا و نقارههاى بلند آوازه را به پشت دروازه برآورده صداى بشارت در خم طاق نيلگونى گردون انداختند و صد و بيست پيل زنجير كوه پيكر و چند كرگدن عفريتمنظر كه بتحت تصرف لشگر ظفر اثر درآمده بود به نظر صاحبقران و الا گهر درآوردند و آنها مانند كسانى كه امان طلبند روى بر زمين نهاده و فرياد زدند و روز جمعه دهم ماه مذكور مولانا ناصر الدين عمر باتفاق جمهور اعيان حضرت به شهر درآمده خطبه را بنام و القاب صاحبقران گيتىستان و وليعهد آن حضرت ميرزا محمد