غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
474
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
از مسلمان جدا كرده عرضهء تيغ جهاد ساختند و غره ماه ربيع الاخر صاحبقران عالى مآثر از حصار لوئى بلب آب جون رفته در برابر جهان نماى فرود آمد و جهان نماى عبارتست از عمارتى كه سلطان فيروز شاه در دو فرسخى دهلى بر بالاى كوهى ساخته و آب چون از دامنه آن جبال مىگذرد و روز ديگر راى صوابنماى صاحبقران كشورگشاى مايل بتماشاى قصر جهان نماى شده با هفتصد سوار رزم آزماى بدان صوب شتافت و آن منزل راحتافزا را نظاره كرده به نظر امعان در آن دشت و بيابان نگريست و ملاحظه فرمود كه جهت معركه پيكار كدام موضع لايقتر است مقارن آن حال ملو خان با چهار هزار سوار جوشنپوش نيزهگذار و پنج هزار پياده جرار و بيست و هفت زنجير فيل از ميان درختان ظاهر شهر بيرون خراميده نزديك رسيد و پادشاه صاحب تائيد از آب عبور نموده بمعسكر همايون شتافت و قراولان سپاه نصرتنشان سيد خواجه و مبشر بهادر با سيصد نفر از مردان جلادت اثر بمقابله و مقاتله منقلاى مخالفان قيام نموده حربكنان تا كنار آب آمدند و در آن موضع نايره قتال التهاب يافته امير تيمور گوركان سونجك بهادر و اللّه داد را بمدد قراولان روان گردانيد و ايشان چون باد از آب گذشته به زخم پيكان جانستان شكاف در صندوق سينه بسيارى از اهل كينه انداختند و مخالفان پاى در وادى گريز نهاده در وقت انهزام يك پيل كوهپيكر كه بهنگام پيكار شير فلك دوار از وى در خطر بود بيفتاد و سقط شد و ارباب كياست از وقوع اين صورت بفتح و نصرت واثق گشته همديگر را بشارت دادند و روز جمعه سوم ربيع الثانى موكب صاحبقرانى در طرف شرقى لونى منزل گزيد و در آن موضع شاهزادگان كامكار و امراء نامدار و اعيان سپاه و اشراف درگاه را جمع ساخته در باب توره و ياساق سلاطين با استحقاق كلمات خردمندانه بر زبان آورد و شرايط رزم و ميدان دارى و لوازم حرب و تيغگذارى بعبارتى رايق و تقريرى لايق بيان كرد بيت زهر دفترى نكتهء گفته شد * زهر لجهء گوهرى سفته شد در خلال اين مقال شاهزادگان ستوده خصال بعرض آن نقطه دايره جاه و جلال رسانيدند كه از كنار آب سند تا به اين مرحله زياده بر صد هزار نفر از هنديان كافر اسير شده اند و حالا در اردوى همايون مجتمعاند و يمكن كه در وقت مصاف باهالى دهلى ميل نموده فتنهانگيزند و اين سخن ماثر افتاده فرمان واجب الاذعان صدور يافت كه تمامت اسيران را بقتل رسانند و هركس كه در امتثال اين مثال اهمال نمايد او را بكشند لاجرم تيغ يمانى آغاز سرافشانى كرده بروايت اقل صد هزار هندى كشته شد و مولانا ناصر الدين عمر كه در سلك ارباب عمايم انتظام داشت با آنكه هرگز گوسفندى ذبح نكرده بود در آن روز پانزده كافر هندى را طعمه شمشير غرا ساخت و در همان روز لواى فرقد فرساى از آنجا بجانب دهلى در حركت آمده كنار آب جون محل نزول سپاه دريا اثر گشت و روز ديگر صاحبقران بحر و بر مانند باد از آب گذشته آن طرف رود جون معسكر نصرت مآب شد و يساقيان بموجب فرمان واجب الاذعان جهة رعايت حزم در گرد آردوى همايون خندق كندند و از شاخ هاى درخت و جير حصارى مرتب ساخته در پيش خندق گاو ميشان را به يكديگر بستند و خيام افراخته منتظر جنگ و پيكار بنشستند .