غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
415
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
محمد بيان سلدوز رسيد عنان از ميدان مقابله برتافتند و كيخسرو از راه قيرتنگنير به طرف آلاى رفت و زنده حشم او را تعاقب نمود و شيخ محمد بصوب خجند گريخت و امير تيمور گوركان او را تكاميشى كرده مظفر و منصور بجانب كش مراجعت فرمود گفتار در بيان وقوع مخالفت ميان حضرت صاحبقرانى و امير حسين بن امير مسلاكرت ثانى چون بنابر مشيت قادرى كه كلام معجز نظام و اللّه يوتى ملكه من يشاء بر ثبات و بقاء ملك لا يزالش دلالت مىكند نزديك به آن رسيد كه آفتاب اقبال صاحبقران ستوده خصال از افق استقلال طلوع نمايد و اين معنى بر غروب ماه جاه و جلال امير حسين بن امير مسلا موقوف بود امورى كه سبب تنفر قلوب جمهور نزديك و دور ميشد در شهور سنه 771 بيشتر از پيشتر از امير حسين سر برزد از جمله آنكه نسبت بصاحبقران عالى مرتبت در مقام غدر و خديعت آمده خواست كه بهنگام فرصت دست بردى نمايد و تواچيان فرستاد تا از متعلقان و منتسبان آنحضرت هركرا اسمى و رسمى باشد كوچانيده از خطه كش ببلخ برند و شيرين بيك آغا را كه خواهر صاحب قران والاگهر بود ببهانه آنكه شوهرش امير مؤيد ارلات پسر جاورچى را در سر شراب كشته و گريخته پيش خود طلبيد و ايضا امير موسى را كه در سلك مصاحبان آنحضرت انتظامداشت با كوچ طلب نمود و بواسطهء ظهور امثال اين حركات نالايق امير تيمور گوركان را خبث باطن امير حسين بتحقيق انجاميده همت عالى نهمت بر دفع شر او گماشت و بعد از تقديم مشورت با عظما و اركان دولت بدل قوى و املى فسيح شعار خلاف امير حسين ظاهر ساخت امرا و نوئينان از الوس جغتاى كه از كمال بخل و خست امير حسين ملول و متنفر بودند و از بأس سطوتش لحظهء بفراغت نمىغنودند درين معنى با صاحبقران گيتى ستان همداستان شدند و قواعد عهد و پيمان بغلاظ ايمان مؤكد گردانيدند و امير كشور گشاى به اجتماع لشكرها فرمانداده هندو قرقره را بطلب شيخ محمد بيان سلدوز بجانب اتراك فرستاد و بطالع سعد و بخت فيروز از خطه كش نهضت فرمود و امير موسى را در قول تعيين نمود و بنفس نفيس در مقدمه سپاه روان شد و چون حوالى خزر از غبار موكب ظفر آثار مشكبار گشت امير موسى بيجهتى هراس به خود راه داده بگريخت و صاحبقران كامكار گردون اقتدار وجود و عدمش را يكسان تصور كرده سيورغتمش اغلان و امير مؤيد و حسين برلاس و جمعى ديگر از اعيان لشكر فلك اساس را منغلاى ساخت و قول را بفر طلعت همايون بياراست و چون سيورغتمش بترمد كهنه رسيد هندو شاه و خليل كه مقدمهء سپاه امير حسين بودند سياهى ايشان را ديده عنان گريز بصوب بلخ منعطف گردانيدند درين اثنا عالى جناب سيادت قباب ولايت انتساب سليل ائمه معصومين استظهار آل طه و يسنامير سيدبركه كه در سلك اعاظم