غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
384
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
سپاه ملك رسيدند از شصت تقدير دو تير بر مقتل آن دو امير بىتدبير خورد چنانچه در ساعت از مركب عزت بر خاك مذلت افتادند و هيچكس ديگر را آسيبى نرسيد بيت نه خاكى به خون كس آغشته شد * نه يك مور در زير پى كشته شد ملك معز الدين حسين بىارتكاب مشقتى بديدن چهرهء فتح و ظفر فايز گشته سالما غانما بدار الملك خويش مراجعت فرمود و يكى از شعرا در تاريخ آن واقعه اين قطعه نظم نمود قطعه زهجرت هفتصد و پنجاه و نه بود * ربيع الاول آنماه خجسته كه شد روز دوشنبه نيمهء ماه * ستلمش با محمد خواجه كشته . ذكر فوت ملك معز الدين حسين كرت چون ثبات و دوام و رعالت محنت فرجام هيچ فرديرا از طوايف انام ميسر نيست در شهور سنهء احدى و سبعين ملك معز الدين حسين كرت را مرضى روى نمود كه دست تدبير اطباء حاذق بدامان آن نرسيد و ملك دل بر امرى كه لازمهء ذات امير و وزير و صغير و كبير است نهاده ولد ارشد خود ملك غياث الدين پير على را منصب ولايت عهد داد و پسر خوردتر ملك محمد را كه مشهور بامير خورد بود و در آن زمان بفرمان پدر در سرخس حكومت مينمود به همان دستور مقرر داشت و گوش هوش ملك غياث الدين پير على را بدرر نصايج سودمند و مواعظ دلپسندگران بار گردانيده بيت به دو گفت ملكى چنين نامدار * كه هست از ملوك جهان يادگار بفرزانگى كردم و داورى * در انگشت تو همچو انگشترى تو نيز آنچه آئين حزم است وراى * بجاى آر تا بر مانى بجاى و در سيم ذيقعده سنهء مذكوره وفات ملك حسين اتفاق افتاده در جنب مقبرهء سلطان غياث الدين محمد سام پهلوى پدر خويش ملك غياث الدين مدفون شد بيت تو گفتى كه آن شاه و الا نژاد * خود از مادر دهر هرگز نزاد ذكر بعضى از مشايخ و افاضل كه معاصر بودند با آن ملك عادل از جملهء علماء تقوى شعار زبدة المتورعين مولا نظام الدين عبد الرحيم الخوافى در عصر ملك معز الدين حسين در دار السلطنهء هراة اقامت داشت و پيوسته بامر معروف و نهى از منكر ميپرداخت و سالار را كه در سلك امراء كبار منتظم بود و در تقويت و تمشيت امور و مهمات مولوى اهتمام مينمود و ملك حسين نيز آن جناب را حرمت بسيار ميداشت بلكه فرمودهء او را نص قاطع مىپنداشت و مولانا نظام الدين ايمان را كه علماء متقدمين و متأخرين بتصديق تفسير كردهاند بتسليم تعبير نمود و بدين سبب او را در هراة پير تسليم گويند و در آن باب ميان مولا و خاوند صد الشريعت بخارى معارضات بوقوع پيوست و مولا نظام الدين پير تسليم در سنه 733 در هراة نتيجه جهاد بست و آن امر محدث تا سنه 878