غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

370

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

بجانب دربند شروان فرستاده ملك در تبريز ميان خوف و رجا روزگار ميگذرانيد تا در ماه شعبان سنه 676 بسبب شرب شربت مسموم رخت بملك عقبى كشيد و بعضى از مورخان گفته‌اند كه زهر در هندوانه تعبيه كرده در حمام بملك شمس الدين محمد دادند تا برياض قدس خراميد از جملهء فضلا مولانا وجيه الدين نفسى با ملك شمس الدين محمد معاصر بود و در تاريخ وفات ملك اين قطعه نظم نمود قطعه بسال شش صد و هفتاد و شش مه شعبان * قضا ز مصحف دوران چو بنگريست بفال بنام صفدر ايرانيان محمد كرت * برآمد آيت و الشمس كورت در حال . ذكر ملك ركن الدين بن ملك شمس الدين كه مشهور است بملك شمس الدين كهين ملك ركن الدين محمد بعد از رحلت پدر بدار عقبى در اردوى اباقا خان بسر ميبرد و در آن اثنا تبسشين اغول بر ويرانى بلدهء فاخره هراة اطلاع يافته شمهء از آن معنى بعرض برادر رسانيد و سعى نمود كه اباقا خان در شهور سنه سبع و سبعين و ستمائه ملك ركن الدين محمد را منظور نظر شفقت و اعتنا گردانيده با طبل و علم بجانب دار السلطنهء هراة فرستاد و فرمان داد كه او را بقلب پدر ملقب گردانند بنابر آن بعد از آن ملك ركن الدين را ملك شمس الدين كهين خواندند و ملك شمس الدين كهين باندك زمانى آن بلدهء فاخره را معمور و مزروع ساخته و در شهور سنهء تسع و سبعين و ستمائه بولايت غور شتافت و حصون و قلاع آن ديار را بكوتوالان اعتمادى سپرده چند ماه در قلعهء خيسار ساكن گشت و رعيت را بزراعت و عمارت ترغيب كرد و در سنه 701 لشگر بقندهار كشيده آن مملكت را مسخر گردانيد و سالما و غانما به دار الملك خويش بازگرديد و چون اباقا خان وفات يافت ملك شمس الدين بنابر اقتضاء روزگار پسر خود علاء الدين را در هراة بحكومت بازداشته بقلعهء خيسار شتافت و در زمان ارغون خان هندونويان يكى از معتبران را كشته پناه بملك شمس الدين برد و ملك او را گرفته نزد ارغون خان روان ساخت و اگرچه پادشاه را اين خدمت موافق مزاج افتاده جهة ملك خلعت و طبل و علم فرستاد اما موافق مزاج امرا نيفتاده زبان غمز و سعايت گشادند و چون اين حديث بسمع ملك شمس الدين رسيد برخاطر قرار داد كه مدت العمر از قلعهء خيسار پايان نيابد و همان جا روزگار ميگذرانيد تا در شهور سنهء خمس و سبعمائه متوجه جهان جاودان گرديد از جملهء فضلا مولانا حكيم الدين غورى با ملك شمس الدين محمد كهين معاصر بود و در تاريخ وفاتش اين قطعه نظم نمود قطعه روز پنجشنبه از صفر ده و دو * سال هجرت رسيده هفتصد و پنج شمس دين كرت خسرو آفاق * شد بفردوس از اين سراى سپنج ذكر ملك فخر الدين بن ملك شمس الدين كهين از ريعان اوان صبى و عنفوان جوانى ملك فخر الدين محمد بهنر كاردانى موصوف بود و بشجاعت و پهلوانى معروف و در انشاء و ابداع نظم و نثر از انباء ملوك سمت امتياز داشت