غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
343
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
نمود تا ابواب صلح و صفا برگشايد و از مضيق حصار بپاى خدمتكارى بيرون آيد و سيد على گيلانى مدعاى او را بسمع سيد قوام الدين رسانيده جناب سيادت پناهى ايالت دستگاهى قواعد ميثاق و پيمان را بايمان موكد گردانيد و سيد على گيلانى اينخبر بحصار فرستاده كياجلابى بيرون آمد و شرف ملازمت سادات دريافته باعيال و اطفال و اموال و جهات خاصه خود متوجه سارى گشت و ايالت فيروز كوه تعلق به ديگرى گرفته سيد قوام الدين و اولاد بمنازل خويش مراجعت كردند . ذكر فتح ممالك رستمدار و انتقال سيد قوام الدين بجوار رحمت و مغفرت پروردگار چون خاطر سادات نصرت شعار از ضبط حدود مازندران فراغت يافت سيد فخر الدين بن سيد قوام الدين بموجب اشارت برادران خود سيد كمال الدين و سيد رضى الدين از پدر بزرگوار اجازت طلبيده با سپاه بسيار عنان عزيمت بصوب رستمدار تافت و ملك قباد كه در آن زمان حاكم رويان بود بمقابله و مقاتله اقدام نموده در منزل ميرانادشت تلاقى فريقين واقع گشت و نسيم نصرت بر پرچم علم سيد فخر الدين وزيده ملك قباد بقريه كنس گريخت و از آنجا بكجور نقل كرد و در فصل بهار وقت ظهور لشگر سبزه و ازهار سيد فخر الدين با سپاه جلادت آثار متوجه كجور گشت و ملك قباد با جنود كوهستان رستمدار روى بميدان قتال نهاده در منزل لكبيران دو لشگر بهم رسيد و حربىصعب روى نمود نزديك بود كه جنود مازندران منهزم گردند اما در آن حين از شصت قضا تيرى جانگزا بر گردن قباد خورده از اسب در افتاد و رخت بقا بباد فنا داد آنگاه جناب سيادت پناه با سپاه نصرت دستگاه بپاى قلعه كجور تشريف برد و چون كوتوال آنحصار دانست كه ملك قباد را چه پيش آمد امان طلبيد و بپايان شتافته مقاليد ذخاير و خزاين تسليم كرد و بدين قياس تمامى قلاع و بلاد دشت رستمدار باندك زمانى بتخت تصرف سيد فخر الدين بن سيد قوام الدين قرار گرفت و در آن ولايات قاعده عدل و داد ممهد گشته اعلام شعار اسلام صفت استعلا پذيرفت و سيد فخر الدين موضع داناشان را دار الملك خويش ساخت و بر گرد آن منزل خندقى عميق فرو برده قصر و حمام و بقاع خير طرح انداخت و چون دوام و ثبات جميع ممكنات از مقوله محالاتست و و فنا و زوال تمامى مخلوقات از قبل واجبات مقارن آنحال كه كوكب سعادت و اقبال سادات ستوده خصال بذروهء كمال رسيد آفتاب حيات سيد قوام الدين بحضيض و بال تحويل نموده مريض گرديد اولاد كرام و اعفاد عظام آن سيد عالى مقام كه اين خبر استماع فرمودند از مقر عزت خود نهضت كرده ببار فروشه ده كه مسكن پدر بزرگوار ايشان بود تشريف حضور ارزانى داشتند و سيد ايشان را منظور نظر اشفاق گردانيده و بسلوك طريق زهد و تقويت شريعت غرا و ملت بيضا ترغيب نموده لوازم نصيحت و وصيت بتقديم رسانيد و سيد كمال الدين را وصى ساخته در محرم الحرام سنه 781 برياض رضوان خراميد فرزندان عاليمكان آن سيد عظيم الشان بعد از آن كه بلوازم گريه و زارى و مراسم تعزيت و سوگوارى اقدام فرمودند