غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
268
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
اهل حسد مواخذه شده گشته گشت آنگاه ظافر الدين ظهير الملك متصدى منصب وزارت گشت و بعد از انقضاء دو سال قلم قضار قم عزل بر صفحهء حالش كشيده شرف الملك معين - الدين زوزنى متعهد آن مهم گرديد اما بسبب ضعف راى و سوء تدبير از عهدهء سرانجام مهام وزارت بيرون نتوانست آمد و به اندك زمانى معزول شده خواجه نظام الملك احمد بن تاج الدوله قايممقام گشت و او نيز در سال اول ببلاى مصادره گرفتار آمده رضى الملك تاج الدين عثمان بر مسند وزارت كرمان نشست و او نيز مانند ياران باندك زمانى از آن كار معاف شده بار ديگر ظافر الدين ظهير الملك در آن امر شروع نمود و تا آخر ايام حيات ركن الدين وزير بود . قطب الدين محمد سلطان بن جمتزتاينگو در منتصف شوال سال ششصد و پنجاه بكرمان رسيد و تاج ايالت بر سر نهاد و قتلق تركان كه از قمكان سلطان غياث الدين خوارزمشاه بود و در آن اوقات در حرم قطب الدين جاى داشت باصابت راى و تدبير مملكت را معمور و آبادان ساخت و قطب الدين قرب پنجسال بفراغبال سلطنت كرده در ماه رجب سنه 656 مريض گشت و در شهر رمضان همان سال درگذشت بامروز ارتش خواجه ظافر الدين ظهير الملك و فخر الدين شمس الملك محمد شاه بن حاجى زوزنى بمشاركت يكديگر قيام مينمودند و آن هردو خواجه در غايت عدل و انصاف بودند از قطب الدين دو پسر و چهار دختر ماند پسران حجاج سلطان و سيورغتمش سلطان نام داشتهاند و اسامى دختران را مورخان چنين نگاشتهاند پادشاه خاتون بىبىتركان اردوقتلق و تول قتلق پادشاه خاتون و بىبىتركان از قتلق تركان در وجود آمده بودند و باقى فرزندان از خواتين ديگر و پادشاه خاتون را باقا خان در حرم خويش جاى داد بدين سبب مادرش بعد از فوت شوهر پاى بر مسند رفعت نهاد و قتلق تركان بعد از وفات قطب الدين محمد ايلچى بدرگاه هلاكو خان ارسال داشته كيفيت واقعه را عرضه داشت كرد هلاكو خان فرمود كه چون قطب الدين نسبت بملازمان آستان شرايط نيكو بندگى بجاى آورده بود مملكت كرمان را بفرزندان او ارزانى داشتيم و چون ايشان خردسالند بايد كه قتلق تركان بضبط امور ملك و مال قيام نمايد بنابرآن قتلق تركان اسم سلطنت بر حجاج سلطان اطلاق نموده سرانجام كليات و جزئيات مهمات را از پيش خود گرفت و در تعمير ولايت و ترفيه رعيت و تمهيد بساط عدل و احسان و تشييد قواعد و اتنان سعى تمام نمود و در افاضهء خيرات و اشاعهء حسنات و انعام علماء و اكرام فضلاء بمرتبهء اهتمام فرمود كه تا غايت عشر آن از هيچ پادشاه ذو شوكت بوقوع نهپيوسته بود و در ايام اختيار خود خوانق و مدارس و مساجد بنا كرد و گرد ستم و پريشانى از چهرهء احوال هاديان فضائل نفسانى بسترد و در آن اوقات كه اباقا خان جهة دفع براق اغلان متوجه خراسان گشت تركان حجاج سلطان را باسپاه فراوان همراه اردوى عالى روان ساخت و حجاج سلطان در آن سفر منظور نظر عاطفت اباقا خان شده بعد از مراجعت بكرمان نسبت بتركان بيحرمتى آغاز نهاد و نوبتى در مجلس بزم اراده نمود كه ملكه رقص نمايد و خواص