غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

219

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

استقامت انحراف يافته بسرحد سقم و علت شتافت و بعد از دو هفته اندك صحتى دست داده سلطان عاليمقام بحمام رفت و مرض نكس كرده بعضى از اطبا گمان بردند كه پادشاه زهر خورده و در معالجه سعى موفور بظهور رسانيدند اما فايده بر استعمال دوا و غذا مترتب نگشت و سلطان در سكرات افتاده كار از تدبير برنا و پير درگذشت مصراع برخيز اى طبيب كه بگذشت كار از آن در مقدمهء ظفرنامه مسطور است كه سلطان ابو سعيد در اواخر اوقات حيات دلشاد خاتون بنت دمشق خواجه بن چوپان را در سلك خواتين خويش انتظام داد و با بغداد خاتون كم التفاتى آغاز نهاد بنابر آن بغداد خاتون بزهر دادن پادشاه جسارت نمود و بدان سبب طاير روح شريفش بمتنزهات آنجهانى پرواز فرمود عجب آنكه تمامى مورخان باتفاق بغداد خاتون بنت چوپان و دلشاد خاتون بنت دمشق خواجه بن چوپان را معا از جمله ازواج سلطان ابو سعيد بهادر خان شمرده‌اند و حال آنكه بحسب شرع شريف اجتماع عمه و برادرزاده در نكاح جايز نيست و سلطان ابو سعيد در سلك اهل اسلام انتظام داشت پس به اين معنى قايل ميبايد شد كه سلطان ابو سعيد نخست بغداد خاتون را مطلقه گردانيد بعد از آن دلشاد خاتون را در سلك ازدواج كشيد القصه در سيزدهم ربيع الاخر سنه مذكوره مدبر طبيعت سلطان ابو سعيد دست از تمشيت امور بدن كوتاه كوتاه كرد و روح شريفش روى بجانب رياض قدس آورد افسر پرزيور سلطانى كه سربسر قيصر فرود نمىآورد روى بر زير خاك نهاد و تخت فيروز بخت خاقانى كه از وجود سكندر عار ميداشت خوار و زار در گوشه افتاد بيت گر بگريد تاج و سوزد تخت كى باشد بعيد * بر زوال دولت سلطان اعظم بو سعيد امرا و اركان دولت در لباس سوگوارى مقارن فرياد و افغان و زارى جسد مطهر شهريارى را تجهيز و تكفين كرده بسلطانيه بردند و در منزلى كه در نواحى آن بلده جهة همين مصلحت بنا فرموده بودند به خاك سپردند بيت روانش بمينو پر از نور باد * بباغ جنان شاد و مغفور باد . ذكر بعضى از مشايخ عظام و فضلاء كرام كه معاصر بودند با آن پادشاه عالى مقام . از جملهء عطيات عظمى و سعادات كبرى كه شامل روزگار فرخنده آثار شهريار عاليشان سلطان ابو سعيد بهادر خان بود يكى آنكه زمان فرخنده نشانش بشرف وجود فايض الجود صافى طويتى اقتران داشت كه باطن خجسته ميامنش مطرح اشعهء لمعات فيوضات الهى بود و ضمير فيض پذيرش مهبط انوار حقايق نامتناهى مينمود ديده بصيرتش مشاهد اسرار عالم بالا و ذات هدايت صفاتش برگزيدهء دست قدرت ايزد تعالى مثنوى امامت نژاد كرامت سير * ملاذ تمام كرام بشر ز بطن به طول و ز پشت امام * ز نسل محمد عليه السلام ، يعنى سلطان نقباء معارف شعار مقتدى اوليا مواهب وثار قبلهء اصحاب علم و عرفان قدوهء ارباب تحقيق و ايقان مخصوص سعادت ازلى و تائيدات لم يزلى .