غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

20

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

خيام هيچ كس نيست منفعل گشتند و از عقب چنگيز خان در حركت آمدند و بدامن آنكوه رسيده چنگيز خان با وجود قلت اتباع پاى ثبات بيفشرد و آن روز از صبح تا شام باستعمال آلات پيكار اشتغال نمود و در وقت ظلام ليل كه هريك از آن دو خيل به منزل خويش فرود آمدند چنگيز خان پشت بمعركه كرده بسرچشمهء بالجويه شتافت و در آنمقام نام كسانى را كه در آن جنگ در ملازمتش بودند بر دفتر نوشته هريك را منصبى مناسب مقرر فرمود و آنكودك را كه را كه خبر قصد اونك خان بوى رسانيده بودند ترخان گردانيد نظم چنين داد فرمان كه تا نه نژاد * هر آنكس كه از نسل ايشان بزاد گنه‌شان نپرسند ابناى ما * كزين پس نشينند برجاى ما و جميع ترخانيان كه در زمان سلاطين چنگيز خانى و خواقين تيمور گوركانى در بلاد ماوراء النهر و خراسان اقامت داشتند از نسل باتاوقشليق اندو نسبت باتاوقشليق بتكلبيكوت ابن اوزناوت مىرسد القصه چنگيز خان از سرچشمهء بالونه بسرحد ختاى رفته بر لب رودى فرود آمده از آنجا با چهار هزار و ششصد نفر از لشگر جلادت اثر بموضع ناور شتافت و از آن منزل ايلچيان نزد اونك خان فرستاده و بطلب صلح او را غافل ساخته بيت چنان تاختن كرد بر لشگرش * كه ويران شد آباد بوم و برش و در آن جنك قراجار نويان تيرى بر اسب اونك خان زد چنانچه بسر درآمد و اونك بر اسب ديگر سوار شده باتفاق پسر خود سنكون فرار بر قرار اختيار كرد و بتايانك خان كه فرمان فرماى قوم نايمان بود پناه برد و امراء تايانك خان اونك خانرا كشته سنكون بجانب كاشغر گريخت و در آن ديار بضرب تيغ قلج‌قرا كه يكى از امراء قوم خلج بود رشتهء حيات او نيز بگسيخت . ذكر وصول چنگيز خان بر سرير سلطنت و كامرانى و ظفر يافتن او بر بعضى ديگر از سالكان مسالك ايالت و جهانبانى چون چنگيز خان بر اونك خان ظفر يافته قوم قرايت را مطيع و منقاد ساخت در تنگوزئيل 599 در موضع ثمان كهره بر تخت خانى نشسته علم اقتدار برافراخت و بسيارى از اقوام مغول كمر اطاعتش برميان بسته سر بچنبر متابعتش درآوردند و اين خبر بسمع حاكم نايمان تايانك خان ابن اينانج خان رسيد خيال قتال بلكه استيصال چنگيز خان فرمود و جهت اجتماع جنود نامحدود ايلچيان به اطراف و جوانب مغولستان روان كرد و تايانك خان در آن زمان پادشاهى بزرك بود و تا بوقا نام داشت و خان ختاى او را تايانك لقب داده بود يعنى پسر خان چون چنگيز خان از داعيهء تايانك خان خبر يافت در باب دفع اعدا با اولاد و امرا جانقى نمود برادرش نيلكوتى باقراجارنويان گفت بيت كه در جنك اگر شه بود پيش دست * يقين‌دان كه بر دشمن افتد شكست بنابر آن چنگيز خان بتاريخ منتصف جمادى الاخر سنهء ستمائه موافق سجقان‌ئيل با لشگرى گران بجانب يورت حاكم نايمان روان شد و تايانك خان نيز سپاهى فراوان جمع آورده بميدان مردان خراميد و در روز جنك و هنگام