غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
2
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
[ جلد سوم ] بسم اللّه الرّحمن الرّحيم يا رب به ثناى خود سخن سازم كن * در گلشن حمد نغمهپردازم كن با نعت حبيب خويش همرازم كن * در ملك سخنورى سرافرازم كن بر ضمير خورشيد اقتباس هوشمندان سخن شناس در نقاب شبهه و التباس مخفى نخواهد بود كه اين صحايف موفوره اللطايف مجلد سيم است از كتاب افادت اثر حبيب السير مشتمل بر تبيين وقايع ايام سلطنت خانان تركستان و پادشاهانى كه لواء سلطنت برافراشتهاند پس از انقضاء زمان عباسيان و ايضا محتويست بر ذكر طلوع آفتاب اقبال شاهى از مطلع تائيدات نامتناهى الهى و اين مجلد نيز بطريقه مجلدات سابقه مبنى است بر چهار جزو : جزو اول در ذكر خانان تركستان و بيان حكومت چنگيز خان و اولاد او در بلاد ايران و توران عنواننامه نامدارى مبنى بر سير ملوك جهانگشاى و طغراى صحيفه كامكارى مبنى از خبر حكام گيتى آراى سپاس و ستايش مالك الملكى است كه بمقتضاء حكمت شاملهاش نظام مهام عالم و انتظام امور بنى آدم بوجود فايض الجود سلاطين عدالت آئين منوط و مربوط گرديد كلام صدق انجام ( لو لا السلطان لاكل الناس بعضهم بعضا ) مؤكد اين معنى است و بر حسب مشيت كاملهاش رايت هدايت آيت مبارزان جهاد و فارسان معركهء اجتهاد بدرجهء رفعت و استعلاء رسيد و آيت وافى عنايت ( فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدِينَ عَلَى الْقاعِدِينَ ) درجهء مؤيد اين دعوى است مقيمان مقام ( جَعَلْناكُمْ خَلائِفَ فِي الْأَرْضِ ) در بارگاه جلالش كلمهء همايون وَ نَحْنُ لَهُ عابِدُونَ ورد زبان دارند لاجرم منشور اقتدارشان بتوقيع وقيع ( تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ ) صفت تكميل مييابد و همگنان مكان و ( مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ ) بر درگاه لا يزالش نفس ( وَ مَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ ) بر لوح دل مينگارند بنابرآن انوار عنايت آثار ( إِنْ يَنْصُرْكُمُ اللَّهُ فَلا غالِبَ لَكُمْ ) بر وجنات اموالشان ميتابد رباعى اى خاص به تو منصب شاهنشاهى * موجود به حكم تو زمه تا ماهى چون هست ترا از همه كس آگاهى * شاهى تو كرم كنى بهركس خواهى و فهرست اوراق سخنرانى مخبر از آثار مالكان ممالك جاه و جلال و ديباچه مجموعه نكتهدانى مشتمل بر اخبار سالكان