غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

197

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

مباحثهء مسائل شرعيه بغايت مايل در ايام دولت خود فرمان فرمود تا بطرح مدرسه از كرباس چهار ايوان و خانها ترتيب دادند و در اسفار آن را همراه خويش ميگردانيد و مولانا بدر الدين شترى و مولانا عضد الدين ايجى از جمله دانشمندانى كه در آن مدرسهء كرباس مدرس بوده‌اند و پيوسته قريب صد طالب علم در آن مدرسه اقامت داشتند و ماكول و ملبوس و الاغ و ساير ما يحتاج ايشان و ابواب ديوان اعلى سرانجام مينمودند و از جملهء اعاظم اهل علم و اجتهاد و اكابر اصحاب زهد و ارشاد مظهر فيض جلى شيخ جمال الدين مطهر حلى با سلطان محمد خدابنده معاصر بود و آن پادشاه سعادت پناه بارشاد آن جناب متابعت مذهب عليه اماميه نمود فضايل و كمالات و محاسن ذات و كرايم صفات شيخ جمال الدين مطهر بسيار است و تصنيفات افادت آياتش در علوم دينيه و فنون نقليه بيشمار و كتاب نهج الحق كه مشتمل است بر ادله صحت ملت ائمه اثنى اعشر عليهم السلام و التحية از آن جمله است و قواعد و شرح تجريد نيز در سلك مؤلفات آن فاضل ماجد انتظام دارد رحمة اللّه عليه رحمة واسعة و از زمره مشايخ آنزمان ديگرى شيخ - عبد الرحمن خراسانى است و او برقت قلب و كثرت عبادت از ابناء زمان ممتاز بود و در سنهء ست عشر و سبعمائه در بغداد از عالم انتقال نمود و از جمله افاضل آن عصر يكى قدوة العلماء المتبحرين مولانا قطب الدين محمود است كه ولد مولانا مسعود بن مصلح بود و او در هفدهم ماه رمضان سنهء عشر و سبعمائه در تبريز از عالم انتقال نمود و در چرنداب مدفون گشت شرح اصول ابن حاجب و شرح حكمت اشراق و شرح مفتاح از تصانيف اوست و از جمله مورخان بلاغت انتما مولانا شهاب الدين عبد الله الشيرازى صاحب تاريخ وصاف معاصر آن پادشاه خجسته اوصاف بود و در ايام دولتش آن كتاب افادت انتصاب را تاليف نمود و از آن جملهء ديگرى ابو سليمان فخر الدين داود بناكتى است و فخر الدين داود در آن ايام عدالت انجام تاريخى در غايت اختصار و جامعيت تاليف كرده آن را روضه اولو الالباب نام نهاده و همان كتابست كه بين المورخين بتاريخ بناكتى اشتهار يافته و ديگرى از آن جمله محمد بن اسعد بن عبد الله النجفى التسترى است كه منتخب جامع الحكايات از مولفات اوست از جملهء شعرا آن زمان خجسته‌نشان يكى سعد بها است و اين مطلع از منظومات اوست مطلع حاش للّه كه مرا مهر تو از دل برود * يا خود از خاطرم آن شكل شمايل برود و از جمله خوش‌نويسان آن عصر يكى سيد شرف الدين خطاط شيرازى است و اولجايتو سلطان در آن اوان كه سلطان ابو سعيد بهادر خان را بحكومت خراسان ميفرستاد آن جناب را بمعلمى ولد خود تعيين فرمود و شاهزاده به قدر امكان در تعظيم و احترام آن جناب مبالغه مىنمود چنانچه پياده بمكتب ميرفت و استاد را از قيام مانع آمده در پيش او به دو زانوى ادب مىنشست .