غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

186

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

نمود لاجرم هرگز تبكچيان بافراق محاسبه خازنان نميپرداختند و در وقت كوچ فراشان صناديق خزانه را بار كرده بان وسيله مهم خود ميساختند و هرگاه از ولايتى مال خزانه را نزد خازنان آوردندى سوچيان و باورچيان و اختاچيان و فراشان از ايشان سوغات طلبيده هريك از نقد يا جنس چيزى اخذ كردندى و چون نوبت دولت بغازان خان رسيد و احوال خزانه را به اين مرتبه مختل ديد فرمان داد تا خزاين نقد و جنس و طلا آلات و مرصعات را از يكديگر جدا گردانيدند و يكى از اشياء مرصعه را مفصل كرده غازان خان آنها را بدست خود در صندوق نهاد و در صندوق را مهر و قفل نموده بخواجه‌سرائى و خازنى معتمد سپرد و فرمود كه ديگر خازن و فراشان مطلقا پيرامون آن صندوق نگردند و به همين منوال محافظت زر سرخ و جامهاى خاصه را در عهده همان دو شخص مقرر فرمود و خزانه زر سفيد و اثواب تشريفى را بتحويل خازن و خواجه سراى ديگر بازگذاشت و گفت كه آنچه از خزانه خرج بايد كرد وزير حكم حاصل نموده پروانه نويسد و به نظر انور رساند كه بقلم همايون جايزه يابد آنگاه نايب وزير آن پروانه را بر دفتر ثبت كند تا بتمغا موشح گشته سند تحويلدار شود و حكم عالى صادر شد كه وزرا در هرششماه يك بار عرض خزانه كنند تا معلوم گردد كه آنچه بنام تحويلداران در دفتر مثبت است موجود هست يا نى و اگر خيانتى بظهور پيوندد كيفيت معروض دارند و همچنين يرليغ نفاذ يافت كه مهرى ترتيب نمايند تا هرجامه كه بخزانه آرند فى الحال آن مهر را بران زنند بمصلت آنكه خزانچى جامه را بجامه مبدل نتواند گردانيد و مقرر شد كه بهر صد دينار كه از ولايات بخزانه آورند دو دينار تسليم خزانچى كنند تا در وجه مواجب خويش تصرف نمايد و بعد آن از هيچ كس چيزى طمع نكند و همدران اوان غازان خان خواجه‌سرائى تعيين كرده فرمان داد كه از هرده دينار و ده دست جامه كه بخزانه آورند يكدينار و يك ثوب به آن خواجه‌سرا سپارند تا در وجه تصدقات فرق همايون مصروف گردد و بنابرين قواعد حميده و ضوابط پسنديده چندان نقد و جنس در خزانه عامره غازانيه مجتمع گشت كه هرچند بدست گوهر بار زر سرخ و سفيد و نفايس و اجناس بامرا و خدام بارگاه سپهر اساس مىبخشيد نقصان در آن خزاين محسوس نمىگرديد و كيفيت بذل وجود آن پادشاه عاقبت محمود برين موجب بود كه نوبتى در قوريلتاى اوجان فرمان داد كه بارگاهى بزرگ نصب كردند و نقود و نفايس خزاين موجود را جمع آوردند و انواع اثواب را اثواب را جنس جنس و دفعه دفعه ترتيب دادند و صرهاء نقود احمر و ابيض را جداجدا نهاده بر هريك نوشتند كه چه مبلغ و مقدار است آنگاه بنفس نفيس يا چند نفر از مقربان بارگاه در آمد و آغاز بخشش كرده مردم بزرگتر و جماعتى را كه خدمات پسنديده بجاى آورده بودند مقدم داشت بعد از آن طايفهء را كه در مرتبه پدرى يا فرزندى بودند چيزى داد آنگاه نسبت بامراء هزارها برانغار و جوانغار لوازم انعام بتقديم رسانيد و مدت پانزده روز به اين قاعده سخاوت ورزيد و در آن ايام مبلغ سيصد تومان زر نقد و بيست هزاره جامه و پنجاه عدد كمر مرصع و سيصد عدد كمر طلا ساده بامرا و لشگريان بخشيد و بدين قياس همواره انعام آن