غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

182

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

منع و زجر اين طايفه را بقلم انديشه بر لوح دل نميتوانست نگاشت تا آنكه غازان خان براى پير و بخت جوان دران باب فكرى بصواب انديشيده فرمود كه در كار سلطنت سالى هزار دست جانور و سيصد قلاده يوز كافى است و اشارت كرد تا امراء قوش و پارس اسامى كسانى را كه قابليت آن مهم داشته باشد مفصل كنند و حكم شد كه بعد جماعتى كه نام ايشان را در مفصل نويسند هيچكس بگرفتن جانور و يوز قيام ننمايد و مقرر كرد كه جهة علوفه و علفه و طمعهء جانوران و خرج الاغ جانورداران و يوزبانان هرساله چه مبلغ از كدام ولايت دهند و در آن باب يرليغ بآلتون تمغا موشح گشت و فرمان واجب الاذعان نفاذ يافت كه سواى آنچه در يرليغ مثبت بود جانورداران و يوزبانان به هيچ علت و شلتاق چيزى از رعيت نگيرند و مزاحم و متعرض الاغان مردم نشوند و به اين تدبير برنا و پير و صغير و كبير از مضرت آنجماعت خلاص يافته حسب المقرر هرسال هزار دست جانور و سيصد قلاده يوز وصول يافت و آنچه سابقا در وجه علوفات صيادان مجرى ميشد به نصف رسيد و التائيد من اللّه الحميد المجيد حكايت شانزدهم در ضبط سركار غانات و سپردن اغنام و مواشى باصحاب امانات . قبل از نضارت مرغزار مملكت از سحاب معدلت غازانى شتران و گوسفندان ايلخانى بتحويل غانچيان ميبود و هيچ كس هرگز بافراغ محاسبه و طلب نتاج با ايشان گفت و شنود نمىنمود و چون غازان خان بر سرير سرورى نشسته بتفحص حال آنجماعت و تحقيق آنچه بديشان سپرده بودند مشغول گشت معلوم شد كه عين المال نيز موجود نيست تا نتاج چه رسد و از سبب فقدان شتران و گوسفندان پرسيد جوابدادند كه امسال سرما موجب اتلاف اغنام و مواشى بود غازان خان فرمود كه تفحص نمائيد كه غانچيان را شتر و گوسفند خاصه هست يا نى و بعد از تقديم لوازم تفتيش بتحقيق انجاميد كه هريك از آن قوم شتر و گوسفند بسيار دارند لا جرم ايلخان بر زبان راند كه بچه جهت برودت بوت در جمال و اغنام ايلخانى تاثير نموده مواشى خاصهء شما را سالم گذاشته آنجماعت بگناه معترف شده غازان خان غانات را از ايشان باز گرفت و بمردم معتمد امين سپرده فرمود كه هرسال از نتاج چند رأس بر اصل افزايند و خطوط قبول از آن طايفه ستانده ايشان را از تكاليف ديوانى ترخان گردانيد و بدين واسطه در اندك زمانى آنمقدار شتر و گوسفند در مواشى ايلخانى افزود كه قبل از آن هيچ يك از چنگيز خانيان را عشر آن ميسر نبود . حكايت هفدهم در بيان قوانين پايزه و احكام در ابطال فرامين مكرر خاص و عام . در ايام دولت اكثر سلاطين چنگيز خانى مهم عنايت كردن پايزه و يرليغ بغايت نا مضبوط بود و هركس مهمى داشت بيكى از امرا يا وزرا التجا كرده حسب المدعا نشان درست