غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

180

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

در دفتر قانون قرار يافته چيزى زياده از رعيت طلبند عارض مانع آيد و اگر ممتنع نشوند نام آنكس را نوشته عرضه داشت پايهء سرير اعلى نمايد ديگر چون اقطاع امير هزاره و عارض علاحده مقرر شده بايد كه در اقطاع چريك تصرف نكنند و براة ننويسند و چريك نيز بايد كه بشرح مسطور عملنموده از مضمون يرليغ تجاوز ننمايند و بر رعايا و مزارعان زور و زيادتى جايز ندارند ( فَمَنْ بَدَّلَهُ بَعْدَ ما سَمِعَهُ فَإِنَّما إِثْمُهُ عَلَى الَّذِينَ يُبَدِّلُونَهُ ) پوشيده نماند كه بعد از وقوع اين اقطاع غازان خان فرمان داد كه امراء تواچىسان سپاه را زياده كرده در خانه‌دارى يكدو نفر بيفزايند و مجموع آنطايفه را اقطاع علاحده مقرر ساخته ايشان را بمحافظت سرحد ولايات بازداشت و لشگريان تازيك را نيز جامگى و اقطاع شفقت نموده فرمان داد تا اسامى ايشان را بر دفاتر مثبت گردانند و در هرسه ماه يكنوبت عرض كرده يراق آنجماعت را ملاحظه نمايند نقلست كه در اواسط ايام سلطنت آن پادشاه عالىهمت را معلوم شد كه بواسطهء منازعت و مخالفتى كه در ميان الوس جوجى خان و جغتاى و اوكداى واقع است بهر وقت خيلخانهاى يكديگر را غارتيده عيال و اطفال را اسير ميگيرند و بتجار و مردم تازيك ميفروشند عرق غيرت و عصبيتش در حركت آمده فرمود كه چگونه جايز باشد كه اولاد جماعتى كه از نسل اقوام مغول بوده باشند و چندين‌گاه چنگيز خان را كوچ داده در پيش تازيكان خدمت كنند حكم فرمود كه هرمغول بچه كه بمعرض بيع درآورند جهته خاصهء ايلخانى بخرند و ايشان را به خدمت آستان سلطنت آشيان بازدارند و در عرض دو سال نزديك بيك تومان مغول بچه خريده شد و ولايت مراغه در وجه اقطاع آن لشگر زر خريد تعيين يافته امارت آن تومان بپولاد جنكسانك مفوض گشت . حكايت چهاردهم در تدبير تكثير اسباب جنگ و حرب و توفير آلات طعن و ضرب . قبل از جلوس غازان خان در هرولايتى جمعى كثير از كمانكر و تيرتراش و تركش دوز و شمشيرگر و جيباچى را علوفه تعيين كرده بودند كه جهته خاصهء ايلخانى اسلحه ترتيب نمايند و آنجماعت احيانا بواسطه عدم وصول مواجب و گاهى بسبب قلة اهتمام امراء قورخانه در سرانجام آن مهم طريق اهمال مسلوك ميداشتند و آنچه از اسلحه قبول نموده بودند بقورخانه نميرسانيدند و نوبتى يكى از سلاطين چنگيزى بتحقيق احوال آنجماعت اشتغال فرموده بوضوح پيوست كه هرسال مبلغى كلى در وجه علوفه ايشان بر متصرفان ممالك مجرى شده و عشر آنچه متقبل گشته بودند اسلحه موجود نيست بنابر آن جمعى از تبكچيان بيوتات را بقتل رسانيد و امراء قورچى را نيز مخاطب و معاقب گردانيد مع ذلك فايده بر آن ترتب نپذيرفت و اسلحه كه مقرر بود از آن طايفه وجود نگرفت و در آن زمان كه غازان خان همت