غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

176

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

ديگر حكم شد كه جهت بارهاى گران يكباره كه آن را به ميزان نتوان سنجيد تمغاچيان بلاد قپان نصب نمايند و بار بدان كشند بر وجهى كه در وزن تفاوت ظاهر نگردد ديگر مقرر فرموديم كه در تمامى ممالك محروسه كيل‌ها را مساوى سازند بر وجهى كه دو من تبريز كه دويست و شصت درم است در كيله گنجد و ده كيل از آن يك جزو از بار باشد و به غير ازين كيل هيچ پيمانه و اصطلاح در ميان طبقات انسان معتبر نبود تا مردم نتوانند كه بحيله زياده و كم كيله يكديگر را فريب دهند و چون در وزن حبوبات از گندم و جو و برنج و نخود و باقلا و كنجد و جاورس و غيرها تفاوت ظاهر است بايد كه جهة هريك از حبوبات مذكوره كيلى علاحده سازند چنانچه ده من تبريز از حبى كه آن كيله را براى آن ساخته باشند در آن گنجد و بر چهار جانب هركيله ثبت كنند كه كيله فلان دانه و مقرر ساختيم كه همان معتمدان به نظر نواب دار القضا و محتسب احتياط كيلها نموده آنها را نشان كنند و در هرماهى يكنوبت آن علامات را به نظر درآورند تا هيچ مزورى زياده و كم نتواند كرد و اگر در دست كسى كيله بىنشان يابند او را بشحنه سپارند تا دست بريده جرمانه ستاند ديگر بايد كه پيمانه شيره و سركه و روغن علاحده سازند بر وجهى كه در هرپيمانه به وزن تبريز ده من گنجد و اگر نيم پيمانه سازند چنانچه گنجايش پنج من تبريز داشته باشد مانعى نيست و بايد كه خيك شيره كه جهة آش آرد و ساورى آورند پنج پيمانه باشد به وزن پنجاه من و آنچه براى طوى آورند چهار پيمانه باشد چهل من ديگر بايد كه تمامت ذراع كه اقمشه بدان گز كنند با گز تبريز مساوى باشد مگر گز روم كه آن تفاوت بسيار دارد و مقرر آنكه بر هردو سر جميع چوب گزها نمودار استاد فخر الدين و بهاء الدين خراسانى باشد تا اعتماد را شايد و السلام على اتبع الهدى . حكايت يازدهم در باب تخم و زراعت در مزارع برافشانيدن و محصول سعادت جاويد بحصول رسانيدن چون بواسطه قتل و غارت عام و ظلم و تعدى بر دوام در ايام استيلاء مغولان بسيارى از قرى و قصبات ايران نامزروع و ويران گشته بود و در آن اوان كه از رشحات سحاب معدلت غازان خان فضاى جهان چون سرابستان جنان ناضروريان مينمود روزى آن پادشاه عاليمكان ضمير آفتاب تاثير متوجه معمورى بايرات گردانيده امرا و اركان دولت و اعيان و اشراف مملكت را جمع آورد و در باب فوايد زراعت نكات سنجيده و كلمات پسنديده تقرير كرد آنگاه يرليغ همايون مزين بآلتون تمغا عنايت فرمود مشتمل بر آنكه هركس مزرعه را كه باير بوده باشد مزروع گرداند ديوانيان با او چگونه معامله كنند و آن حكم مبنى بود از اين معنى كه اراضى نامزروع سه نوع ميتواند بود نوع اول آنكه نهرى جارى متصل باراضى باير باشد و بى ارتكاب مشقتى آب بزراعت رسد مقرر آن‌كه هرآفريده كه در مثل اين موضعى زراعت كند در سال اول چيزى بديوان ندهد و در سنهء ثانيه از آن چه واجبى او شود چهار دنك دهد و در سال سوم