غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
173
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
فراغت آرميدند و بيشتر از پيشتر در زراعت و عمارت كوشيده دعاى دوام دولت بتقديم رسانيدند . حكايت هشتم در دفع شر دزدان مفسد و تتقاولان متمرد پيش از آنكه هماى دولت غازان خان جناح امن و امان بر مفارق عالميان مبسوط سازد بسيارى از اشرار سر بدزدى و قطع طريق برآورده بودند و در شوارع خود را بر تجار و مسافران زده اموال ايشان را مىربودند و جمعى از آن طايفه در ميان روستائيان و صحرا نشينان دوستان داشتند كه در وقت عبور كاروان كس فرستاده ايشان را بر چگونگى حال سوداگران اطلاع مىدادند و زمرهء باتتقاولان و راهداران طرح محبت و اتحاد افكنده بودند بنابر آن چون مسافران به منزل ايشان ميرسيدند نخست آنچه مدعا داشتند ببهانه راه دارى از آن بيچارگان ميگرفتند و بعد از آن ببهانه آنكه دزد و حرامى همراه شماست يا آنكه راه مخوف است از كوچ كردن مانع ميشدند تا وقتى كه قطاع الطريق متبنه گشته بكمين گاه مىآمدند و هيچ كاروانى از راهزنى آن قدر مضرت نميديد كه از تتقاول زيرا كه قطاع الطريق گاهى بكاروانى بازميخورد و تتقاول در هرسفرى در چند موضوع مردم را گرفته بهر بهانهء مال ايشان را ميبرد و چون غازان خان بر كيفيت اين حال وقوف يافت بهمگى همت متوجه امنيت طرق گشته نخست حكم فرمود كه بهنگام هجوم قطاع الطريق بايد هيچ آفريده از مردم كاروان و همراهان طريق انهزام پيش نگيرد و همكنان در دفع دزدان متفق بوده هركس خلاف نمايد از عهده خون و مال رفيقان بيرون آيد ديگر فرمود كه هرقريه و قصبه و خيل خانه كه بموضع راه زدن نزديكتر باشد بايد كه ساكنان آن موضع دزدان را تعاقب نموده بدست آورند ديگر فرمان داد كه اگر ظاهر شود كه شخصى از خيل ترك با دزدى طريق محبت مسلوك ميدارد در حال او را بسياست رسانند آنگاه اميريت قلى را كه از شيوه ريا مبرا بود بدفع شر آن طايفه نامزد فرمود و او در آن باب غايت اجتهاد بتقديم رسانيده در اندك زمانى جمعى كثير از قطاع الطريق را بتيغ سياست بگذرانيد و زمره را دو شاخه بر گردن بدرگاه پادشاه آورده محبوس گردانيد بعد از آن آن خان عالى مكان يرليغ فرمود كه در تمامى شوارع ممالك محروسه در هرموضع كه مخوف باشد راهداران امين بنشينند و از هرچهار سر درازگوش كه رخت تجارت بارداشته باشد نيم آقجه گيرند و از هردو نفر شتر نيم آقجه و از چهارپايان خالى و آنچه ماكول و غلهبار داشته باشند اصلا چيزى نستانند و اگر قطع طريق اتفاق افتد هرراهدار كه به آن منزل نزديكتر بود دزد را پيدا كند و اگر نه از عهدهء مال بيرون آيد و جميع راهداران را بامير نورانعى ولد منقور بيك كه در زمان ارغون خان سردار تقاولان بود سپرد و او را در باب تمشيت آن مهم تاكيدى تمام كرده فرموده كه شوارع را بمردم معتبر سپارد و بر سر راهها ميلها سنك و گچ بسازد و لوحى كه عدد راهداران و آنكه از هرچهارپائى چهچيز گيرند بر آن مثبت باشد در آن ميل مستحكم كند تا