غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
156
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
و امير چوپان و تيتاق بادربا جمعى ديگر از دليران پرتهور آن مقدار كارزار نمودند كه سيرهء ملك ناصر منهزم شد و بناء حيات بسيارى از مصريان منهدم گشت و ملك ناصر ده هزار سوار به طرف جوانغار ارسال داشته در آن اثنا از لشگر غازانارغداق و طغاتيمور بىجهتى روى گردانشدند و سپاه بهم برآمده هرچند چوپان خواست كه بار ديگر سلك جمعيت ايشان را منتظم گرداند تيسير نپذيرفت و هركس به طرفى راه گريز پيش گرفت لشگر مصر مانند گرگ كه از عقب برمه پويه كند مغولان را تعاقب نمودند و چوپان بيك جان بسلامت بيرون برده در تخليص گريختگان سعى فراوان كرد اما تيتاق با زمرهء از امراء اسير سرپنجه تقدير گرديدند و قتلقشاه و چوپان و ساير نوئينان آنشب بانواع تعب در آن پشته گذرانيدند و چون خسرو زرين سلب از افق مشرق سر برزده بانوار اقتدار آثار حوالى پشتهء فلك را احاطه نمود سلطان مصر با لشگر افزون از حد حصر بگرد آن پشته درآمد و لشگريان غازان برپشته در مقام دفع دشمنان ثبات قدم ورزيدند ملك ناصر گفت كه ايشان را از يكطرف راه دهيد و سپاه مصر حسب فرموده بتقديم رسانيده قتلقشاه نوئين با موافقان از آنجا پايان راند و دشمنان از عقب روان گشته ناگاه مغولان بشورستانى رسيدند كه آب مرج الصفر به آن راه يافته بود و اكثر گريختگان با اسب و سلاح در زير گل منزل گزيدند و بيرون از كشتگان معركهء هيجا ده هزار مغول با بيست هزار اسب بقبضهء تصرف مصريان درآمد و ملك ناصر به اين قانع نشده امير دمشق را بتعاقب ساير گريختگان مامور گردانيد و او تا رحبه تاخته رخنه در بناء حيات جمعى ديگر انداخت و ملك ناصر به اين فتح نامدار اظهار فرح و سرور بسيار فرموده فتح نامهها به اطراف بلاد و امصار ارسال داشت ع ظفر همعنان نصرت اندر ركاب و رايت معاودت بصوب دار الملك خود برافراشت و امراء مغول مفلوك و بدحال در نوزدهم ماه رمضان بموكب ايلخان پيوسته غازان روز ديگر بصوب بلدهء اوجان روانشد و پنجشنبه دهم ذيقعده به مقصد رسيده بعد از دو روز قريلتاى ساخت و قتلقشاه نوئين و چوپان بيك و ساير سرداران را در موقف يرغو بازداشت و هريك را على اختلاف مراتبهم به چوب ياساق تاديب نموده چند روز هيچيك را در اردو راه نداد و امير چوپان با وجود آنكه در آن معركه عايت جلادت بتقديم رسانيده بود بآقاواينى موافقت كرده به خوردن سه چوب مؤدب گرديد اما بعد از آن باصناف عنايت خازانى سرافراز گشته بانعام خلعت خاص مخصوص شد و غازان خان در محرم الحرام سنهء ثلث و سبعمائه از اوجان بدار الملك تبريز خراميده يكدو ماه بفراغت اوقات گذرانيد آنگاه عازم يورت قشلاق گرديد . ذكر توجه غازان خان بيورت قشلاق و بقتل رسيدن جمعى از اهل شيد و نفاق غازان خان در روز جمعه نوزدهم شهر ربيع الاول سنهء ثلاث و سبعمائه بعزم قشلاق بغداد از دار السلطنه تبريز لواء كشورگشا ارتفاع داد و در اواسط ربيع الاخر بحدود حومه