غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

14

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

گفتار در بيان خوابى كه قاجولى ديد و تعبيرى كه تومنه خان را بخاطر رسيد در كتب معتبره مرقوم گشته كه قاجولى در زمان حيات تومنه شبى در عالم رؤيا مشاهده فرمود كه سه ستاره متعاقب يكديگر از جيب قبل طلوع كرد و اوج گرفته غروب نمود و نوبت چهارم كوكبى بغايت نورانى هم از جيب او طالع شد كه اقطار آفاق را منور گردانيد و از آن اختر چند ستارهء ديگر منشعب گشت كه هريك پرتوى بر مملكتى انداخت و چون آن كوكب نورانى غروب نمود اطراف جهان همچنان روشن بود و بعد از آنكه از خواب درآمد لحظهء در تعبير تأمل كرده باز بخواب رفت و چنان مشاهده نمود كه از گريبان او هفت اختر پىدرپى طالع گشته غارب شد و در كرت هشتم كوكبى بزرك طلوع فرموده اطراف عالم را نورانى ساخت و از او چند ستاره پديد آمد هريك بر خطهء پرتو انداخت و چون ستارهء بزرك غروب كرد شعبهايش همچنان روشنى داشتند آنگاه قاجولى بيدار شد ديد كه صبح صادق دميده همان لحظه نزد تومنه خان رفته بتقرير آن دو خواب زبان بگشاد و تومنه از استماع آن وقايع مبتهج و مسرور گشته باحضار قبل فرمان داد و زبان الهام بيان بتعبير آن خواب‌ها گردان ساخته گفت خواب اول دلالت بر آن مىكند كه از نسل قبل به ترتيب سه كس بر سرير خانى نشينند بعد از آن هم از اولاد او شخصى بر مسند پادشاهى قرار گيرد كه بيشتر معمورهء عالم را بتحت تصرف درآورد و بلاد جهان را بر فرزندان خود قسمت نمايد و چون آن خان گيتىستان فوت شود مدتى سلطنت در ميان اولاد و احفادش بماند و مدلول خواب دوم آنست كه از فرزندان قاجولى هفت نفر به بيعت حكومت كنند و يكى از اولاد او كه در مرتبهء هشتم باشد بجهانگيرى اشتغال نموده بيشتر ممالك ربع مسكون بتصرفش درآيد و او را فرزندان باشند كه هريك والى ولايتى كردند و چون تومنه خان از تعبير بازپرداخت برادران باشارت پدر عاليشان با يكديگر عهد و پيمان در ميان آوردند كه سرير خانى بر قبل و اولاد او بطنا بعد بطن مسلم باشد و قاجولى و ذريات او بامر لشگركشى و امارت قيام نمايند و درين باب وثيقه قلمى كرده بالتمغاء تومنه خان رسانيدند و چون تومنه خان عالم را بدرود نمود بمقتضاى عهدنامه مذكوره قبل بر تخت خانى صعود فرمود قبل خان ملقب به النجيك بود يعنى رعيت پرور و النجيك خان بصفت نصفت و رأفت و سمت شجاعت و سخاوت اتصاف داشت و بوفور عدالت و ابهت از امثال و اقران ممتاز و مستثنى نمينمود بنابرآن خان ختا چنان خواست كز راه مهر وفا * ميانشان بود دوستى و صفا و به تمهيد بساط دوستى و محبت پرداخته ايلچى فرستاد و استدعاء حضور قبل خان نمود و قبل خان برادر خود قاجولى را قايم‌مقام گردانيده بختاى رفت و التان بتعظيم و بتجيل او قيام نموده به ترتيب مجلس بزم اشارت كرد و در آن طوى باقبل خان شراب خورد و چون قبل خان از آنكه زهر در شراب كنند مىانديشيد هرزمان از صحبت برخواسته و بكنار رودى كه در آن نزديكى بود رفته سر در