السيد المرعشي

672

شرح إحقاق الحق

نمود واستغنا فرمود مأمون قبول نكرد ومجمعى عظيم ساخت وعلمهاى سبز شعار آن حضرت راست كرد ودر آن مجمع عظيم تمامى قواد لشكر وامراى عرب وأولاد عباس ورؤوس بني هاشم وساير قبايل قريش را امر فرمود كه با آن حضرت به ولايت عهد به آن وجه كه بعد از مأمون حضرت امام [ را ] خليفه دانند وبيعت كنند . يكى از محبان أهل البيت حكايت كرد كه در روزى كه مأمون خليفه حضرت امام را ولى عهد خود مى ساخت ومجلسى بدان آراستگى مهيا شده بود وعلمهاى سبز بر بالاى سر حضرت امام بازداشته بودند وحضرت امام همچون ماه شب چهارده درخشان وجامه هاى سبز پوشيده بود من در شكل وشمايل آن حضرت وفر وشكوه أو حيران مانده بودم واز شادى آن حال كه خلافت به آن حضرت رسيد نزديك بود كه پرواز كنم . حضرت امام در من نگاه كرد ومرا بسيار شادمان وفرحناك يافت . أشارت فرمود كه نزديك آي . چون نزديك رفتم سر فراگوش من نهاد وگفت : بسيار شادمانى منماى كه اين كار تمام نمى شود وچنان بود كه آن حضرت فرموده بود . بعد از آن مأمون به أطراف عالم كتابتها نوشت وتمامى خلايق را در بيعت حضرت امام عليه السلام در آوردى وخواهر خود را در عقد ازدواج آن حضرت درآورد وجشنهاى عظيم كرد وهر روز در تعظيم وتوقير آن حضرت مى افزود . كتابت ولايت عهد به خط خود بنوشت وحضرت امام جهت خاطر [ ا ] وكتابت بنوشت : هذا ما كتبنا على حسب حالك ، وأما الجفر والجامعة فيدلان على ضد ذلك . يعنى اين آن چيزى است ما نوشتيم آن را بر حسب حال تو ، واما جفر وجامعه پس ايشان دلالت مى كنند بر ضد آنچه ما نوشتيم . ودر اين سخن أشارت فرمود كه از جفر چنان مستفاد مى شود كه اين كار نخواهد شد واز اينجا مستفاد مى گردد كه آن حضرت أحوال آينده را از جفر وجامعه مى دانسته چنانچه در اين فقره بدان أشارت بود .