السيد المرعشي

208

شرح إحقاق الحق

أشارت فرمود ، في الحال غل وبند بيفتاد . آن حضرت فرمود : اى زهرى اين حال را مشاهده كردى ؟ من به اختيار همراه ايشان مى روم وشب سوم انتظار بكشيد كه بازگردم . ايشان روانه شدند وشب سوم مؤكلان كه همراه آن حضرت بودند برگشتند وپرسيدند كه آن حضرت به مدينه آمد ، از ايشان پرسيدم كه : قصه أو چون بود ؟ گفتند : ما صباح برخاستيم ديديم كه غل وبند آنجا افتاده وآن حضرت نيست . بعد از آن من عازم شام شدم . چون پيش عبد الملك در رفتم أحوال حضرت از من سؤال كرد . من حكايت بازگفتم . عبد الملك گفت : بلى أو همان روز نزد من آمد . در وقتي كه من تنها بودم در خانه نشسته ، من از أو بترسيدم . گفت : با من چكار دارى ؟ من گفتم : مرا با تو هيچ كارى نيست . تو چه حاجت دارى ؟ گفت : حاجت من آن است كه ديگر مرا طلب نكنى ومزاحم نشوى . من گفتم : به سلامت بازگرد . زهرى گفت : من گفتم : يا أمير المؤمنين ! علي بن الحسين به عبادت پروردگار خود مشغول است واصلا ميل خلافت ودنيا ندارد ، عبد الملك گفت : خوشا أمثال أو . در اين فقره بدان أشارت بود . صاحب المناقب والمزايا الجمة آن حضرت صاحب منقبتها ومزيتهاست كه آن موجب راحت مسلمانان است ، ومؤمنان بدان مناقب ومزايا راحت مى يابند وشادكام مى گردند . زيرا كه هر كس كه ذكر مناقب سيد وپيشواى خود بشنود ، شادكام گردد وآسايش يابد . أبي الحسن علي الأصغر بن الحسين زين العباد وسيد العباد ذي الثفنات السجاد كنيت آن حضرت أبو الحسن است ، همچو كنيت حضرت أمير صلوات الله عليهما ، آن حضرت را على أصغر مى گفته اند ، زيرا كه حضرت امام حسين را دو پسر ديگر بوده ، از آن حضرت بزرگتر . أو را على أكبر نام بوده ، ودر روز كربلا شهيد شده وآن حضرترا أولاد بوده وبزرگتر از همه أولاد أو امام محمد باقر است . وپسر ديگر