غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

91

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

شما اى بنى العباس با وجود كثرت شما مانند اين ماهيانست كه چون وقت آجال شما دررسد ايزد تعالى مرديرا از ما بر شما مسلط گرداند كه تا همه را بسرحد عدم رساند مامون گفت صدقت ابو الصلت گويد كه چون مامون از مراسم تعزيت امام رضا عليه السّلام و التحية باز پرداخت گفت يا ابا الصلت آن كلام كه امام رضا عليه السّلام ترا تعليم كرده بود با من بگوى به زبان راستى قسم ياد كردم كه آن سخن همان زمان از صحيفهء خاطرم محو شد و مامون در غضب رفته بحبس من فرمان داد و من مدت يكسال در محبس مانده روزى از غايت دلتنگى گفتم خدايا به حق محمد و آل محمد كه مرا ازين شدت فرجى روزى كن هنوز اين دعا باتمام نپيوسته بود كه محمد بن على بن موسى الرضا عليهم السلام را ديدم كه درآمد و گفت دلتنگ شدى يا ابا الصلت گفتم آرى و اللّه فرمود كه برخيز و بيرون رو و بر قيودى كه داشتم دست زد تا بگشاد و دست مرا گرفته از زندان بيرون برد و حارسان مرا ميديدند اما نتوانستند كه با من سخن گويند و تقى رضى اللّه عنه فرمود برو و در ضمان خداى تعالى و وديعت او كه ديگر تو بمأمون نرسى و او به تو نرسد ابو الصلت در زمان نقل اين حكايت گفت كه تا اين زمانكه ديگر ميان من و مأمون ملاقات بوقوع نه‌پيوسته پوشيده نماند كه كرامات و خوارق عادات امام رضا عليه السّلام بسيار است و بركات مشهد منور و فيوضات مرقد معطر آن جناب بيشمار و تفصيل آن امور مقدور خامهء شكسته‌زبان نبوده لاجرم در طريق اختصار سلوك نمود ذكر اولاد امجاد امام ابو الحسن على بن موسى الرضا سلام اللّه تعالى عليهما بقول اكثر ارباب خبر آن امام عالىگهر پنج پسر داشته و يك دختر و اسامى ايشان اينست محمد تقى حسن جعفر ابراهيم حسين عايشه و بعضى از مورخان چنان عقيده دارند كه امام هشتم را غير از محمد تقى عليه السّلام ولدى نبوده و بزعم حمد اللّه مستوفى از جمله اولاد امجاد آن جناب حسين رضى اللّه عنه در قزوين مدفونست ذكر امام نهم محمد بن على الرضا عليهما تحف التحايا باتفاق اكثر فضلاء ولادت شريف امام نهم در هفدهم ماه مبارك رمضان سنهء خمس و تسعين و مائه در مدينهء مكرمه اتفاق افتاد و بعضى در دهم رجب سنهء مذكوره گفته‌اند و مادر نيك‌اختر آن امام عالىنژاد ام ولد بود مسماة بخيزران و قيل ريحانه و قيل سبيكه و قيل سكينه مريسيه و امام نهم در كنيت و نام با امام محمد الباقر موافق بود بنابرآن آنجنابرا ابو جعفر ثانى گويند و لقبش تقى و جواد و قانع است و مرتضى و منتجب نيز گفته‌اند و ابو جعفر ثانى در زمان وفات پدر پسنديده صفات خود بروايت هفت‌ساله و چندماهه بود و در ذى الحجهء عشرين و مأتين در بغداد بفردوس برين خراميد و در مقبرهء بنى هاشم نزديك