غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
625
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
پيش گرفت و در روز پنجشنبه نوزدهم صفر بدانجا رسيده پس از نه روز بجانب دهلى باز گشت و در روز يكشنبه ششم ربيع الاول عين الملك از وزارت معزول شده بدستور سابق صدر الملك نجم الدين ابو بكر وزير شد و روز دوشنبه بيست و ششم ماه مذكور لواء منصور در دهلى نزول اجلال فرمود و پنج ماه در آن بلده بود بعد از آن خبر متواتر گشت كه الغ خان و ارسلان خان و ايبك ختائى بملك جلال الدين على پيوسته در حدود تپهنده رايت مخالفت مرتفع گردانيدهاند بنابرآن در ماه شعبان سلطان ناصر الدين محمود متوجه آنجانب شد و مخالفان از نهضت سلطان خبر يافته بنواحى كهرام و كهتل شتافتند آنگاه مصلحان در ميان افتاده ميان برادران مصالحه بوقوع انجاميد و سلطان عماد الدين را كه خميرمايهء آن فتنه بود بحكومت بداون فرستاده ايالت لاهور را بجلال الدين على داد و الغ خان همعنان ساير ملوك و امرا بپايهء سرير اعلى آمد و سلطان ناصر الدين عنان مراجعت منعطف ساخته در روز عرفه دهلى را بيمن مقدم شريف مشرف گردانيد و در سنه ثلث و خمسين و ستمائه از والى اوده قتلقخان مخالفت گونهء ظاهر شده ملك بكتم باستيصال او مامور گشت و در حدود بداون بين الجانبين آتش جنگ و شين اشتعال يافته ملك بكتم بملك عدم شتافت و سلطان ناصر الدين محمود بنفس نفيس جهة تدارك آنحادثه نهضت فرمود و قتلق خان بصوب كالنجر گريخت و الغ خان او را تعاقب نموده و به دو رسيده سالما غانما بازگشت و بعد از آن سلطان عنانيكران بجانب دهلى انعطاف داد و در روز سه شنبه چهارم ربيع الآخر سنهء اربع و خمسين و ستمائه قتلق خان از مراجعت رايت نصرت نشان خبر يافته از حدود كالنجر بكوه مانكپور شتافت و از حاكم آنولايت ارسلان خان منهزم گشته پناه بجبال ريتهور برد و در سنهء خمس و خمسين و ستمائه سلطان ظفرقرين روى به آن مملكت آورده بسيارى از كفار كوهپايه را از سرمايه حيات بىبهره ساخت و غنيمت بينهايت گرفته بنياد جمعيت قتلق خان و متابعان او را برانداخت و در روز يكشنبه بيست و سيوم ربيع الاخرى سنهء مذكوره بدار الملك دهلى بازآمد بعد از آن خبر رسيد كه كشلو خان بلين با سپاه صفشكن از اوچهه و ملتان حركت كرده و در كنار آب بياه منزل گزيده و قتلق خان بوى پيوسته و هردو سردار همعنان يكديگر از آن منزل بجانب منصور پور و سامانه روان گشتهاند و الغ خان بدفع شر ايشان مامور شده در روز پنجشنبه پانزدهم جمادى الاولى سال مذكور با سپاه منصور روى بمخالفان آورد درين اثنا بعضى از اعيان دهلى مانند سيد قطب الدين كه شيخ الاسلام بود و قاضى شمس الدين بهرايجى مكتوبى نزد قتلقخان و كشلوخان ارسال داشتند مضمون آنكه معظم سپاه مصحوب الغخان رفتهاند و سلطان با كس اندك در شهر مانده اگر شما بدينجانب توجه نمائيد ما سعى ميكنيم كه بحصول مقصود فايز شويد بعضى از منهيان الغخان ازين مراسله وقوف يافته كيفيت حال را عرضه داشت كردند و الغخان اين عريضه را نزد سلطان فرستاده پيغام داد كه مناسب آنست كه اينجماعت در دار الخلافه اقامت ننمايند بنابرآن سلطان فرمان فرمود كه جناب شيخ الاسلامى