غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

610

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

گشتندى سلطان جوابداد كه اگرچه پادشاهان را چند فرزند معدود مىباشد مرا چندين هزار فرزند است كه بعد از فوت من ممالك را بنام من نگاه خواهند داشت و عاقبت چنان شد كه بر لفظ مبارك آن پادشاه عالى جاه گذشته بود و يكى از جملهء غلامان سلطان شهاب الدين كه مالك تاج و نگين گشت تاج الدين يلدز است و سلطان شهاب الدين او را در صغر سن خريد و چون آثار اقبال از ناصيهء احوال او لايح گرديد حكومت بلاد كرمان و شيروان كه در حدود آب سند است به او ارزانى داشت و پس از شهادت سلطان شهاب الدين و رسيدن نعش او بغزنين علاء الدين محمد و جلال الدين على ابناء سلطان بهاء الدين سام بنابر استدعاء امراء و اعيان از باميان بدان بلده خراميدند و خزاين سلطان معز الدين را متصرف شده علاء الدين محمد كه برادر بزرگتر بود بر تخت سلطنت سلطان محمد صعود نمود و متروكات سلطان شهاب الدين ميان برادران تقسيم يافت در طبقات ناصرى مذكور است كه جلال الدين على دويست و پنجاه شتر زر و جوهر و اوانى مرصعه و ديگر نفايس متنوعه بار كرده بباميان برد القصه چون روزىچند از حكومت ملك علاء الدين محمد درگذشت مؤيد الملك وزير باتفاق طايفهء از امراء ترك بمتابعت ملك علاء الدين داده عريضه نزد تاج الدين يلدز فرستادند و اظهار اطاعت و انقياد كرده استدعاء حضور نمودند و يلدز با سپاه موفور متوجه تختگاه سلطان مغفور گشته ملك علاء الدين محمد او را استقبال فرمود و بعد از وقوع قتال با طايفهء از امرا و اقربا گرفتار شد و تاج الدين طريق مروت مسلوك داشته تمامى آنجماعت را اجازت داده تا بباميان رفتند و بغزنين درآمده مالك تاج و نگين گشت و چون علاء الدين محمد در باميان ببرادر پيوست ملك جلال الدين على با جمعى كثير از شيران بيشهء يكدلى عزم رزم يلدز جزم كرده روى بغزنين آورد و تاب مقاومت آن سپاه نياورده بكرمان رفت و جلال الدين على كرت ديگر سلطنت دار الملك محمود سبكتكين را بعلاء الدين محمد گذاشته رايت مراجعت بصوب باميان برافراشت و علاء الدين طايفهء از امراء غور را باستيصال تاج الدين مأمور گردانيده يلدز يكى از اركان دولت خود را باستيصال فرستاد و ايلغار كرده بيكناگاه بسر وقت غوريان رسيد و جمعى كثير از ايشان را بتيغ كين بگذرانيد و چون تاج الدين بشارت فتح استماع نمود با بقيه لشكر ظفرقرين به ظاهر غزنين شتافت و علاء الدين متحصن شده مدت محاصره چهار ماه امتداد يافت بعد از آن كرت ديگر جلال الدين على بمدد برادر متوجه گشت و تاج الدين يلدز سر راه بر وى گرفت و جلال الدين على مغلوب شده بدست يكى از لشكريان يلدز افتاد و يلدز او را بپاى حصار غزنين برده علاء الدين چون حال بر آن منوال ديد امان طلبيده بيرون آمد و تاج الدين يلدز روزىچند برادران را محبوس داشته آخر الامر رخصت داد تا بباميان رفتند آنگاه تاج الدين باستقلال متصدى سرانجام مهام ملك و مال شده طريقهء عدل و انصاف پيش گرفت و پس از چندگاه ميان او و حاكم دهلى قطب الدين ايبك در حدود پنجاب آتش محاربه التهاب يافت و نسيم ظفر بر پرچم علم قطب الدين وزيده تاج الدين بجانب كرمان گريخت و ايبك مدت چهل روز