غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

61

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

عليها دفن كرد و العلم عند اللّه تعالى و بر راى مستخبران آثار و ضمير مستمعان اخبار در نقاب اختفا و حجاب استتار نخواهد بود كه علماء متقدمين و فضلاء متاخرين در باب مقتل امام حسين و معارضات زينب بنت امير المؤمنين و محاورات امام زين العابدين با يزيد لعين رسايل ساخته‌اند و مؤلفات پرداخته و خامهء سوگوار درين اوراق مجملى از آن وقايع بر لوح بيان نگاشت و زبان سخن‌گذار از تقرير تفصيل آن احوال احتراز لازم داشت مثنوى ز تفصيل افعال اهل عناد * كه لعنت بر آن قوم بدفعل باد قلم راست ننك و زبان راست عار * خرد را بجز لعن ايشان چه‌كار ذكر اولاد و ازواج امام حسين سلام اللّه على نبينا و عليهم فى الدارين بروايت ابو الكرام عبد السلام صاحب مستقصى و شيخ مفيد امام حسين عليه السّلام شش فرزند داشت على بن الحسين الاصغر كه مادرش شاه زنان بنت يزد جرد بن شهريار بود و على بن الحسين الاكبر كه از ليلى بنت ابى مرة عروة بن مسعود الثقفيه تولد نمود و در كربلا بسعادت شهادت رسيد و جعفر بن الحسين كه مادر او قضاعيه بود و در زمان حيات پدر باجل طبيعى از عالم انتقال فرمود و عبد اللّه الحسين كه در حالت طفوليت به زخم تير يكى از ملاعين كربلا شهيد گشت و سكينة بنت الحسين كه والدهء او رباب بنت امرؤ القيس الكلابيه است و مادر عبد اللّه بن الحسين نيز رباب بوده و فاطمه بنت الحسين كه از ام اسحق بن طلحة بن عبيد اللّه در وجود آمده و درين باب روايات ديگر نيز وارد است از جمله آنكه بعضى از مورخان اولاد ذكور آنحضرت را پنج نفر شمرده گفته‌اند كه يكى از ايشان عمر نام داشت و عمر در واقعهء كربلا چهار ساله بود و بعد از آن باندك زمانى از عالم رحلت نمود و باتفاق جميع مورخان نسب ساير ائمه معصومين و جميع سادات حسينى بعلى بن الحسين كه ملقب است بزين العابدين ملحق مىشود و از ديگر اولاد امام حسين عليه السّلام عقب نمانده و ذكر امام زين العابدين رضى اللّه عنه عنقريب رقم‌زدهء كلك بيان خواهد گشت انشاء اللّه تعالى اما سكينه بنت الحسين على نبينا و عليهما السلام كه بغايت زاهده و فاضله بود به ازدواج ابو الديباج عبد اللّه بن عمرو بن امير المؤمنين عثمان بن عفان رضى اللّه عنه رضا داد و مهرش هزار درم بود و در سنهء عشر و مايهء كه منصب حكومت تعلق بهشام بن عبد الملك مروان داشت از عالم انتقال نمود اما فاطمه بنت الحسين بروايتى مسماة بامينه و بقولى اميمه نام داشت و سكينه لقب اوست و آن جناب بجمال ظاهرى و كمال باطنى و حسن خلق وجودت طبع موصوف بود بنابرآن او را عقيلهء قريش ميگفتند و نخست مصعب بن زبير سكينه را بحبالهء نكاح خويش درآورد و چون مصعب عالم را بدرود كرد عبد اللّه بن امير المؤمنين عثمان بن عفان رضى اللّه عنه او را بخواست و پس از فوت عبد اللّه زيد بن عمرو بن عثمان رضى اللّه عنه بمصاحبت