غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

583

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

شده بمراكش كه دار الملكش بود رفت و در روز ملاقات يعقوب جهة امتحان فرمود كه خروس بچه را بنحبه هلاك ساختند و ديگريرا بكشند و هردو را پخته نزد شيخ نهادند شيخ خادم را گفت كه اين يكى را بردار كه مردار است و آن ديگر را بخورد و اين كرامت سبب ارادت يعقوب گشته زمام امور مملكت را بقبضهء اختيار پسر خود نهاد و دست در دامن متابعت شيخ زده بواسطهء تربيت ابو العباس او را ترقى تمام روى نموده بلكه بمرتبهء ولايت رسيد و مستجاب الدعوة گرديد از جمله سالكان مسالك سخنورى ابو العباس خبر وى معاصر يعقوب بود و كتاب صفوة الادب و ديوان العرب را بنام نامى او تصنيف نمود ذكر ابو عبد اللّه محمد بن يعقوب « 1 » كه ملقب بود بناصر و بيان انتقال دولت از خاندان عبد المؤمن بارادت پادشاه قادر در تاريخ امام يافعى مسطور است كه چون يعقوب بجوار مغفرت علام الغيوب پيوست باتفاق امر او اركان دولت ولدش محمد كه ابو عبد اللّه كنيت داشت بر تخت سلطنت نشست ابو عبد اللّه در سنهء ست عشر و ستمائه روى بعالم عقبى نموده ديگرى هم از آنقوم قايم‌مقام گرديد و در سنهء عشرين و ستمائه نوبت ايالت آنوقت بعبد الواحد بن يوسف بن عبد المؤمن رسيد و او ابواب ظلم تعدى بر روى رعايا برگشاد لاجرم در ايام دولتش اختلال باحوال ممالك راه يافته در هر ناحيه يكى

--> ( 1 ) واضح باد كه در تاريخ ابو الفدا چنان به نظر رسيده كه ناصر فى سنه 610 وفات يافت و بعد از فوت او پسرش ابو يعقوب يوسف كه ملقب بمستنصر گرديد بجايش نشست و او در سنهء 620 وفات يافت و چون لاولد بود عم پدرش عبد الواحد كه ملقب به مستنصر گرديد بجايش نشست و بعد از نه ماه مردم او را خلع كرده بقتل رسانيدند و پس از او برادر زاده‌اش عبد اللّه را كه ملقب بعادل گرديد منصوب شد و عبد اللّه فى سنهء 624 مخلوع نموده خبه كردند و بعد از او يحيى بن محمد الناصر بجايش نشست و در ايام دولت او ادريس بن يعقوب كه ملقب بمامون گرديد خروج كرد و يحيى بقتل رسيد و مامون مستقل گرديد و هم در آن ايام متوكل بن بنود خروج كرد و آخرالامر مامون ما بين سبته و مراكش وفات يافت و پس ازو عبد الواحد بن ادريس كه ملقب برشيد گرديد منصوب شد و رشيد فى سنهء 240 در صهريجى كه در بستان مراكش بود غرق شد و بمرد و بعد از او على بن ادريس كه ملقب بمعتضد گرديد منصوب شد و معتضد در ماه صفر سنهء 646 بقتل رسيد و پس از وى ابو حفص عمر بن ابراهيم بن يوسف كه ملقب بمرتضى گرديد بجايش نشست و در يازدهم محرم 665 ابو العلا ادريس المعروف بابى دبوس كه ملقب بواثق بود بر وى خروج كرد و مرتضى را در موضع كتامه در دهه آخر ربيع الآخر سنهء مذكوره بقتل رسانيد و ايام دولت بنى عبد المؤمن منقرض گرديد حرره محمد تقى التسترى