غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
555
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
بصوب مصر نهاد و سيف الدين بموصل رفته در سنهء سته و سبعين و خمسمائه رخت بقا بباد فنا داد . ذكر عز الدين مسعود بن قطب الدين مودود ولايتعهد سيف الدين غازى متعلق ببرادرش عز الدين مسعود بود لاجرم بعد از فوت او در موصل بر سرير سلطنت صعود نمود و چون ابن عم مسعود ملك صالح در حلب بسكرات موت گرفتار شد وصيت فرمود كه ايالت آن مملكت نيز تعلق بعز الدين داشته باشد و بعد از فوت او حلبيان خطبه بنام مسعود خوانده مجاهد الدين نامى از موصل بداروغگى حلب رفته و در سنهء ثمان و سبعين و خمسمائه صلاح الدين از مصر بر زين ملك ستانى نشسته حران و سروج و سنجار و نصيبين ورقه را مسخر گردانيد و به ظاهر موصل رفته روزىچند آن بلده را محاصره كرد و چون دانست كه فتح موصل بواسطه كمال حصانت در غايت اشكال است با عز الدين صلح نموده حلب را ازو گرفت و در عوض سنجار را باز گذاشت آنگاه بدار الملك خود بازگشت و در سنهء احدى و ثمانين و خمسمائه نوبت ديگر صلاح الدين لشكر بموصل كشيد و دختر نور الدين محمود كه زوجهء عز الدين مسعود بود به خدمت صلاح الدين شتافته حقوق پدر خود را بخاطرش داد و در غايت خشوع و خضوع التماس نمود كه مراجعت نمايد و متعرض موصليان نشود و صلاح الدين سخنان آن مستوره را بسمع رضا نشنود و روزىچند بجد هرچه تمامتر موصل را محاصره فرمود و اهالى موصل چون از مصالحه نوميد شدند دل بر قتال نهاده به قدر امكان در مدافعهء مصريان مراسم جلادت بتقديم رسانيدند لاجرم صلاح الدين از عدم قبول ملتمس دختر نور الدين پشيمان شده از ظاهر موصل بجانب ميافارقين نهضت نمود و آن بلده را بامان گرفته بار ديگر بموصل شتافته و چند روز ديگر محاصره كرده عاقبت مصالحه فرمود برين موجب كه عز الدين در موصل خطبه بنام او خواند و شهر زور را به او باز گذارد آنگاه طبل رحيل فروكوفت و در سنهء تسع و ثمانين و خمسمائه عز الدين مسعود پهلو بر بستر ناتوانى نهاده وفات يافت و او پادشاهى بود در كمال علم و حيا و نهايت جود و سخا پيوسته با علما و صلحا صحبت ميداشت و هرگز انديشه فساد و بيداد پيرامن صحيفهء ضمير نميگذاشت و در اواخر ايام حيات كه بسكرات موت گرفتار بود مدت ده روز به غير از كلمهء طيبه شهادت و تلاوت به هيچ سخن ديگر تكلم ننمود رحمة اللّه عليه رحمة واسعة كاملة ذكر نور الدين ارسلان شاه بن عز الدين مسعود بعد از فوت عز الدين ولدش نور الدين در موصل مالك تاج و نگين شد و در زمان سلطنت او فى سنهء اربع و تسعين و خمسمائه والى سنجار عماد الدين زنگى بن مودود بعالم باقى توجه نمود و پسرش قطب الدين محمد قايممقام شد و در سنهء ستمائه ميان نور الدين و قطب الدين مخالفت اتفاق افتاده قطب الدين از ملك اشرف كه از قبل سلطان مصر حاكم