غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
544
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
در اندكزمانى بر بطيحه مستولى شد و معز الدوله ديلمى كه در آنزمان امير الامراء بغداد بود همت بر دفع شر او گماشت وزير خود ابو جعفر الضميرى را با لشكرى بجانب بطيحه فرستاد و عمران از آن سپاه شكست يافته بجنگل گريخت و در آن اثنا خبر فوت عماد الدوله بن بويه بابو جعفر رسيد و او متوجه شيراز گرديد و عمران بار ديگر ببطيحه خراميده علم حكومت مرتفع گردانيد و در سنهء ثمان و ثلاثين و ثلاثمائه معز الدوله روزبهان ديلمى را بمقاتلهء عمران نامزد كرد و روزبهان را در معركهء قتال روز بد پيش آمده روى بصوب هزيمت آورد آنگاه چندى معز الدوله در بحر تحير افتاده عاقبت الامر بعضى از متعلقان عمران را كه ابو جعفر اسير كرده بود مطلق العنان گردانيد و نشان حكومت بطيحه را به مهر خليفه نزد عمران فرستاد و عمران بفراغبال پاى بر مسند كامرانى نهاد و در سنهء تسع و ثلثين و ثلاثمائه عز الدوله بختيار بن معز الدوله عازم مقاتلهء عمران گشته بعد از وصول ببطيحه عمران بجنگلى كه از كمال تشابك اشجار باد را در آن مجال گذار نبود تحصن نمود و بختيار از فتح و ظفر مأيوس گشته اختيار مصالحه فرمود و عمران قبول كرد كه چون بختيار بازگردد مبلغ دو هزارهزار درم بدل صلح ارسال دارد اما بعد از مراجعت نقض عهد نموده از عقب او ايلغار كرد و خود را بر بعضى از سپاه بغداد زده مراسم غارت بجاى آورد و در سنهء سته و ستين و ثلاثمائه كه عز الدوله از عضد الدوله بگريخت نزد عمران رفته در دامن دولت او آويخت و عمران عز الدوله را معزز و محترم داشته هداياء نفيسه نزد او فرستاد و در محرم سنهء تسع ستين و ثلاثمائه مرغ روح عمران بن شاهين بمخلب شاهين اجل گرفتار شده درگذشت و پسرش حسن قائممقام گشت حسن بن عمران بصفت شجاعت و احسان موصوف بود و عضد الدوله بعد از تمكن بر سرير حكومت بغداد وزير خود مطهر بن عبد اللّه را بجنگ حسن فرستاد و حسن بر وزير غالب آمده مطهر از غايت قهر بقطع رشتهء حيات خويش اقدام نمود آنگاه ميان عضد الدوله و حسن مصالحه واقع شد و در سنهء اثنى و سبعين و ثلاثمائه ابو الفرج محمد بن عمران با برادر در مقام عصيان آمده او را بقتل رسانيد و بر بطيحه مستولى گرديد و جمعى را كه با او در كشتن حسن اتفاق كرده بودند تربيت كرده ساير سرداران را منظورنظر عنايت نگردانيد بنابرآن مظفر بن على الحاجب فوجى از اقارب و اجانب را با خود متفق ساخته در سنهء ثلث و سبعين و ثلاثمائه ابو الفرج را بشدت قتل مبتلا كرد و ابو المعالى ولد حسن را كه كه در صغر سن بود بحكومت نامزد كرده زمام اختيار ملك و مال را بقبضهء اقتدار درآورد و از هركس انديشه داشت چشمهء حياتش را به خاك ممات بينباشت و بالاخره از ابو المعالى نيز توهم نموده او را بواسط فرستاد و بيواسطه قدم بر تخت ايالت نهاد و در سنه ست و سبعين و ثلاثمائه هادم اللذات اساس زندگانى مظفر بن على را نيز برانداخت و خواهر زاده او ابو الحسن على بن نصر لواء حكومت مرتفع ساخت ابو الحسن على بن نصر بصفت عدل و بذل متصف بود و نسبت بطوايف انسان كثير الاحسان و متصف لاجرم مرتبهء او از ساير حكام بطيحه درگذشت و از دار الخلافة