غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

513

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

و انصاف و تربيت علما و فضلا و اشراف كوشيده چون اجل موعود رسيد به زخم كارد يكى از فدائيان شربت شهادت چشيد و پسرش صدر الدين محمد قايم‌مقام شده صفت تكبر و نخوت شعار خود ساخت و در اخذ اموال سلطانى دليرى نمود و در آن ايام كه سنجر دار الملك غزنين را مسخر گردانيد دست تصرف بقبض جواهر گرانمايه كه در خزاين آل سبكتكين موجود بود دراز كرد و اين معنى بعرض سلطان رسيده حكم عالى بقتل او صدور يافته بعضى از متجنده صدر الدين را بضرب گرز و چماق هلاك ساختند شهاب الاسلام عبد الرزاق طوسى از جمله قرابتان خواجه نظام الملك بود و در اوايل حال به تحصيل علوم دينى مشغول مينمود و سلطان سنجر او را از خانه مدرسه بيرون آورد و متعهد امر وزارت كرد و شهاب الاسلام با وجود انتظام در سلك علماء عظام در وقت اشتغال بسرانجام امور ملك و مال بخار غرور و پندار بكاخ دماغ جاى داده در مجلس سلطانى بشرب شراب ارغوانى قيام مىنمود و در آنسال كه سلطان در عراق عجم بود از عالم انتقال فرمود شرف الدين ابو ظاهر سعد بن على القمى در شهور سنهء احدى و ثمانين و اربعمائه بموجب پروانچه خواجه نظام الملك ضابط و عامل سركار مرو شد و ملقب بوجيه الملك گشت و بعد از آنكه مدتى مديد بسرانجام آن مهم پرداخت وزارت والدهء سلطان سنجر تعلق بوى گرفت و چون آفتاب حيات شهاب الاسلام بسرحد زوال انتقال يافت كوكب وجيه الملك بدرجهء كمال رسيده بر مسند وزارت سلطان سنجر نشست اما بموجب ( اذا تم امردنا نقصه ) پس از آنكه سه ماه بدان امر مشغولى كرد روى بجهان جاودان آورد صاحب جامع التواريخ گويد كه مرقد شرف الدين در جوار روضه طيبهء رضويه على راقدها تحف السلام و التحية واقع است و در نواحى مشهد مقدسه قريهء معتبر وقف مرقد اوست و اللّه تعالى اعلم بصحته تغار بيك محمد بن سليمان الكاشغرى در اوايل حال در بلاد تركستان بامر تجارت اشتغال داشت و در خلال آن احوال نزديكى از خانان راه سخن يافت و علم وزارت برافراشت و اندك‌زمانى بتكفيل آن مهم پرداخته بسبب عدم قابليت معزول شد و از تركستان بمرو شاهجهان رفته در سلك ملازمان درگاه سنجرى انتظام يافت و بسبب دانستن لغت تركى و صرف امتعهء دنيوى پرتو التفات سلطانى بر وجنات احوالش تافت و محمد بن سليمان بعد از چندگاه كه در مرو اقامت نمود از سلطان اجازت طلبيده به حج رفت و چون از آنسفر باز آمد بضبط اموال ولايت بلخ منصوب شد و در آن اوقات نسبت بامير قماج خدمات پسنديده بجاى آورده مقارن آن حال شرف الدين ابو طاهر وفات يافت و امير قماج هزارهزار دينار از سلطان تقبل نموده تا منصب وزارت را بمحمد بن سليمان مفوض ساخت و تغار بيك خلعت وزارت پوشيده امير معزى در تهنيت او اين قطعه در سلك نظم كشيد صدر نيك‌اختر محمد بن سليمان آنكه هست * چون محمد دين‌پرست و چون سليمان ملك‌دار از نظام امر او شد شغل گيتى با نظام * وز نگار كلك او شد كار عالم چون نگار باغ ملت را ز رسم او پديد آمد درخت * سال دولت را بعهد او پديد آمد بهار در جامع التواريخ جلالى مسطور است كه محمد بن سليمان از فضايل نفسانى بغايت عارى بود و