غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
48
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
شعر بمحراب ابروت گر رو نيارم * كجا درپذيرد خدا طاعت من - آنگاه حضرت امامت پناه باداء نماز پيشين قيام نموده حر و لشكر او اقتدا بدان حضرت كردند امام حسين پس از اداء نماز بر شمشير خود تكيه كرده باداء حمد و ثناء الهى و درود جناب رسالتپناهى مبادرت فرمود و كيفيت توجه خود را بجانب كوفه بنابر مكاتبات كوفيان بر زبان آورد و فرمود كه اگر حالا بر جادهء عهود و مواثيق خود رسوخ داريد بتجديد بيعت پردازيد و الا بگذاريد تا مراجعت نموده بجانب حريم حرم بازگردم و مخالفان اين سخنان شنوده اصلا جواب ندادند و چون نماز ديگر شد بدستور پيشين فريضهء عصر را ادا كرد و امام حسين رضى اللّه عنه همان سخنان را اعاده فرمود حر جواب داد كه ما از آن مردم نيستيم كه ترا بكوفه طلبيدهاند و متابعت تو نمىتوانيم نمود و ماموريم به آنكه ترا بكوفه رسانيم و امام حسين رضى اللّه عنه كوچ فرموده روى به راه حجاز نهاد و حر با اتباع خويش ميان آنحضرت و مقصد حايل گشت و بين الجانبين گفتوگوى بسيار واقع شده بالاخره مهم بر آن قرار يافت كه فريقين بموافقت يكديگر سالك طريقى گردند كه نه موصل بحجاز باشد و نه بكوفه و آغاز طى مسافت كرده منازل مىپيمودند تا بموضعى رسيدند كه موسوم است بكربلا و از آنجا گذشته ميل به نينوى كردند در آن اثنا شتر سوارى رسيده مكتوبى از جانب ابن زياد بحر بن يزيد رسانيد مضمون آنكه چون اين نوشته به تو رسد بهر منزل كه رسيده باشى حسين را آنجا فرود آر و او را در موضعى موقوف دار كه از آب و گياه دور باشد و حر آنمكتوب شوم را به امام حسين رضى اللّه عنه نموده گفت از امتثال اين مثال چارهاى نيست و در همين منزل فرود بايد آمد و هرچند آن حضرت از حر التماس فرمود كه تجويز نمايد كه در يكى از دو قريه كه قريب بكربلا بود نزول فرمايند به جائى نرسيد لاجرم همدران موضع كه مهبط آثار كرب و بلا بود منزل گزيدند و بروايتى كه در روضة الشهداء مسطور است كه چون آن شهسوار فضاى امامت بكربلا رسيد اسب آنحضرت از رفتار بازايستاد و امام حسين رضى اللّه عنه پرسيد كه اين زمين چه نام دارد شخصى گفت ماريه فرمود كه شايد نام ديگر داشته باشد گفتند آرى اين موضع را كربلا نيز ميگويند امام حسين رضى اللّه عنه گفت اين زمين كربوبلاست و مكان ريختن خونهاى ماست و هم آنجا فرود آمده فرمود تا خيام برافراشتند و دل بر قضاى ايزد تعالى نهادند بيت بار بگشائيد كاينجا خون ما خواهند ويخت * آب روى ما به خاك كربلا خواهند ريخت ذكر توجه عمر بن سعد بحرب امام حسين و بيان كيفيت شهادت قرة العين سيد ثقلين غصهء اين قصه جانسوز بمرتبهايست كه قلم دو زبان شرح آن را رقم نمىتواند كرد و شكايت اين حكايت محنتاندوز بمثابهايست كه زبان نكتهدان تفصيل آن را در حيز تقرير