غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

458

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

ملك افضل كه خسر آمر و راتق و فاتق امور سلطنت او بود متوجه مخالفان شده بين الجانبين مقابله و مقاتله روى نمود و آفتاب حيات شمس الخلافه به مغرب فنا غروب كرده فرنگيان منهزم گشتند و در زمان آمرا مير حسن صباح و نزاريه قوى گشته در سنه خمس عشر و خمسمائه بيك ناگاه امير الجيوش را كشتند و اقسنقر را نيز كه در سلك اركان دولت و امرا انتظام داشت در جامع موصل به زخم كاردى از پاى درآوردند در تاريخ امام يافعى مسطور است كه از نفايس اموال آنمقدار كه ملك افضل امير الجيوش را جمع آمده بود هرگز هيچ‌يك از وزراء سلاطين را دست نداده بود و از جملهء متروكات او ششصد هزار دينار سرخ بود و دويست و پنجاه اردب مملو از نقره و هفتاد و پنجهزار جامهء اطلس و دواتى از طلاء احمر كه مرصع بود بدر و گوهر و مقومان ذو البصيرة آن را دوازده هزار دينار قيمت كردند و صد مسمار طلا كه هريك صد مثقال وزن داشت و پانصد صندوق كه از لباسهاى فاخره مالامال بود و اسب و اشتر و استر و عوامل آنمقدار از وى بازماند كه تعداد آن سمت تيسير نپذيرفت و از گاو شيردار و گاوميش و گوسفند آنمقدار جمع آمده بود كه شخصى شير آنها را هرسال بسى هزار دينار اجاره كرده بود القصه بعد از قتل امير الجيوش به نه سال فى رابع ذى قعده سنه أربع و عشرين و خمس مائه فدائيه كار آمر را نيز آخر كردند زمان امر و نهى آمر باتفاق مورخان بيست و نه سال بود و اوقات حياتش بقول حافظابرو سى و چهار سال و كسرى و بعقيدهء صاحب گزيده چهل سال و اللّه اعلم بحقيقة الحال الحافظ لدين اللّه ابو ميمون عبد المجيد بن المستنصر بالله بعد از وفات آمر باتفاق امرا و اكابر پاى بر تخت خلافت نهاد و منصب وزارت را باحمد بن افضل امير الجيوش داد و احمد در مبدأ شهريارى حافظ بر دست فدائيان نزارى كشته گشته ديگرى متصدى آن منصب شد و او نيز به زخم تيغ ملاحده از عقب احمد شتافته حافظ پسر خويش حسن را بجاى وزير ثانى تعيين فرمود و حسن از غايت حرص به خون ريختن در يكشب چهل كس از امراء مصر را بقتل آورد حافظ از پسر متوهم گشته جمعى را بر آن داشت كه قصد او نمايند و حسن ازينمعنى وقوف يافته آن زمره را نيز بسياست رسانيد آنگاه بقيه امرا و لشگريان حافظ را گفتند كه اگر پسر خود را بما نسپارى ترا از ميان برميداريم و ديگريرا بر سرير خلافت مىنشانيم و حافظ مضطر گشته يكى از اطباء يهود را فرمود تا حسن را زهر داد وفات الحافظ لدين اللّه در جمادى الاخرى سنه اربع و اربعين و خمس مائه اتفاق افتاد اوقات حياتش هشتاد سال بود و مدت خلافتش بيست سال