غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
447
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
سخن را بوفور اخلاص حمل كرده آن ضعيفه را عقد كرد بعد از آن شنيد كه علاء الدوله بتهيهء اسباب مقاتله اشتغال دارد خشمناك شده پيغام فرستاد كه خواهر ترا به رنود و اوباش لشكر خواهم داد علاء الدوله شيخ را گفت جواب اين سخن بنويس شيخ بسلطان مسعود نوشت كه اگر آن عورت خواهر علاء الدوله است منكوحهء تست و اگر طلاق دهى مطلقه تو باشد و غيرت ضعفا بر ازواج است نه بر اخوان و اين جواب مؤثر افتاده سلطان مسعود خواهر علاء الدوله را در مهد عزت و حرمت نزد برادر فرستاد و بعد از فوت سلطان محمود سلطان مسعود به طرف غزنين رفته ابو سهل حمدوى را والى عراق گردانيد و ميان علاء الدوله و ابو سهل محاربه روى نموده علاء الدوله منهزم گشت و ابو سهل باصفهان آمده امتعهء نفيسه و كتب شيخ بغارت رفت و پس از روزىچند علاء الدوله باصفهان عود نموده بر مسند ايالت نشست نقل است كه حرص مجامعت بر مزاج شيخ غالب بود و به آن امر بسيار مشغولى ميفرمود بنابرآن قوت ضعيف شده و ضعف قوت گرفته در سفرى زحمت قولنج عارض ذات او گشت و در يكى روز هفت نوبت حقنه كرد و در آن ايام بحسب ضرورت كوج واقع ميشد و شيخ را علت صرع نيز روى نموده نوبت ديگر خدام را فرمود كه به ترتيب حقنه قيام نمايند و دو دانك تخم كرفس داخل آن كنند و شخصى كه مرتب حقنه بود بسهو يا عمد پنج درم بزر كرفس با ساير ادويه ضم نمود و بدان واسطه مرض سجح ضميمه امراض ديگر گشت و ديگرى از خدام كه در مال شيخ از وى خيانتى صادر شده بود در معجون متروديطوس كه جهة دفع صرع ميخورند افيون خلط نمود لاجرم مرض اشتداد يافته شيخ از آن سفر در محفه باصفهان آمد و آنروز كه باصفهان رسيد قوت قيام نداشت و باوجود اين حال در معالجه سعى بليغ بجاى آورده فىالجمله صحتى دست داد و يكنوبت بمجلس علاء الدوله تشريف برد بعد از آن علاء الدوله عزيمت همدان كرده شيخ را همراه گردانيد و در راه رنج قولنج عود نموده چون بهمدان رسيدند ابو على دانست كه صحت ممكن نيست دست از معالجه بازداشته غسلى كرد و از جميع منهيات توبه فرمود و آنچه داشت صدقه كرد و غلامان را خط آزادى داده بقرائت كلام اللّه مشغول گشت و پس از تمام شدن ختم قرآن بسه روز در جمعهاى از جمعات شهر رمضان سنهء سبع و عشرين و اربعمائه وفات يافت و ازين قطعه كه نوشته مىشود سال تولد و تكميل علوم و فوت ابو على بوضوح مىپيوندند قطعه حجة الحق ابو على سينا در شجع آمد از عدم بوجود * در شصا كشف كرد جمله علوم در تكز كرد اين جهان بدرود و بدين روايت مدت عمر شيخ پنجاه و چهار سال بوده باشد « 1 »
--> ( 1 ) مخفى نماناد كه محمد بن يوسف الطبيب الهروى در بحر الجواهر تولد شيخ ابو على حسين را فى سنهء سبعين و ثلاث مائه نگاشته و وفات شيخ را فى يوم الجمعه الاولى من رمضان سنهء ثمان و عشرين و اربعمائه و بدين روايت اوقات حيات شيخ در دار ملال پنجاه و هشت سال بوده و اللّه اعلم بحقيقة الحال حرره محمد تقى التسترى