غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
426
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
برابر او رفتند و معز الدوله صلاح در جنگ نديده باهواز بازگشت و در سنهء اربع و ثلثين و ثلاث مائه كه توزون فوت شد بار ديگر معز الدوله بر مسند جهانگيرى نشسته تا بغداد عنان بازنكشيد و ابن شيرزاد كه بعد از وفات توزون امير الامرا شده بود از وى گريخت و معز الدوله در جمادى الاولى سنهء مذكوره بباب الشماسيه نزول اجلال فرمود در روز ديگر بمجلس مستكفى رفته با وى بيعت نمود و در آن روز خليفه او را معز الدوله لقب داد و معز الدوله از روى استقلال در سرانجام امور ملك و مال دخل كرده مبلغ پنج هزار درم هرروز جهة اخراجات خليفه مقرر ساخت و بعد از روزىچند مستكفى را از خلافت خلع نموده المطيع باللّه را قايممقام گردانيد بعد از آن ميان ناصر الدوله بن حمدان كه باغواء ابن شيرزاد لشكر بدار السلام بغداد كشيد و با معز الدوله محاربات روى نمود و در محرم سنهء خمس و ثلثين و ثلاث مائه مهم بمصالحه انجاميد و ناصر الدوله به طرف موصل بازگرديد و در سنهء سته و ثلثين ثلاثمائه معز الدوله بصره را مسخر گردانيد و در سنهء سبع و ثلثين و ثلاث مائه بموصل رفته ناصر الدوله بجانب نصيبين گريخت و معز الدوله جهة قطع مادهء انتعاش ناصر الدوله در آن ديار ظلم بسيار كرد و بالاخره ناصر الدوله قاصدى فرستاد و از وى قبول كرد كه هرسال هشت بار هزارهزار درم از قلمرو خويش بخانهء بغداد فرستد و معز الدوله به اين معنى راضى گشته عنان مراجعت انعطاف داد و در سنهء خمس و اربعين و ثلاث مائه نوبت ديگر بين الجانبين آتش نزاع ارتفاع يافت و معز الدوله عازم موصل شده ناصر الدوله بار ديگر بنصيبين رفت و معز الدوله او را آنمقدار تعاقب نمود كه ببلاد شام درآمد آنگاه بنابر عرض مرض ببغداد معاودت كرد و فرمود تا بر درهاى مساجد كندند كه لعن اللّه على معاوية بن ابى سفيان و لعن من غصب عن فاطمه رضى اللّه عنها فدكا و لعن من منع ان يدفن الحسن عند قبر جده عليه السّلام و من نفى ابا ذر الغفارى و من اخراج ابو العباس عن الشورى و بدينواسطه شورشى در ميان سنيان پيدا شده شب بعضى ازين منقورات را حك كردند و معز الدوله روز ديگر فرمود تا باز نقر كردند و بالاخره وزير معز الدوله حسن بن محمد المهلبى مصلحت چنان ديد كه در لعن غير معاويه كسى را نام نبرند و بجاى ساير كلمات مذكور بنويسند كه لعن اللّه الظالمين لآل رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم و بدين تدبير آن غوغا تسكين يافت و وفات معز الدوله در سنهء سته و خمسين و ثلاث مائه دست داد مدت عمرش بعقيدهء صاحب گزيده پنجاه و چهار سال بود و زمان سلطنتش بيست و يكسال سه سال در زمان عماد الدوله و هژده سال در عهد ركن الدوله ابو جعفر محمد الضميرى و حسن بن محمد المهلبى در سلك وزراء معز الدوله انتظام داشتند و حسن بن محمد كه بصفت جود و سخاوت موصوف بود در سنه اثنى و خمسين و ثلث مائه از عالم انتقال نمود