غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

423

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

جدا ساختند آنگاه مرداويج على بن بويه و برادران او را كه در خلال وقايع مذكوره از ماكان مفارقت نموده به او پيوسته بودند به كرج فرستاد و خود عزيمت تسخير اصفهان فرمود و مظفر بن ياقوت كه از قبل مقتدر خليفه حاكم آن ناحيه بود با مرداويج حرب كرده شكست يافت و نزد پدر خود بشيراز رفت و ياقوت با جنود فارس فارس گشت و روى بمرداويج آورد اما بعد از محاربه انهزام يافت و با دو هزار كس از هزيمتيان به طرف لرستان كه مضرب خيام آل بويه بود توجه نمود و چند نفر از لشكريان ديلم از آن جماعت گريخته بياقوت پيوستند و ياقوت آن مردمرا گردن زده بقيه سپاهيان ديلمى دل بر جنگ نهادند و در روزى كه آتش قتال اشتعال يافت ياقوت جمعى از پيادگان سپاهرا فرمود كه پيش رفته آتش در قاروره‌هاى نفت زدند و نسيم عنايت الهى بر پرچم علم آل بويه وزيده به روى پيادگان ياقوت در جنبش آمد و آتش در جامهاى پيادگان افتاده بازگشتند و اين معنى موجب فرار سواران نيز گشت و ياقوت به طرفى بيرونرفت و على بن بويه و برادران او غنيمت فراوانگرفته كامران و سرفراز بدار الملك شيراز خراميدند مقارن آنحال مرداويج در حمام بدست غلامانخود كشته شد و على بن بويه پادشاه فارس گرديد و از آل بويه در فارس و عراق و بغداد هفده نفر بر مسند ايالت نشستند و مدت دولت ايشان صد و بيست و هشت سال امتداد يافت ذكر سلطنت عماد الدوله على بن بويه چون بلاد فارس در حيز تسخير على بن بويه قرار گرفت برادر خود حسن را كه ركن الدوله لقب يافته بود باستخلاص عراق نام‌زد نمود و برادر خوردتر احمد را بصوب كرمان گسيل فرمود و خود در دار الملك شيراز در سراى ياقوت فرود آمده روى بتمشيت مهمات سلطنت آورد در آن اثناء لشكريان جهت طلب مرسومات آغاز گفت‌وشنود كردند و در خزانه چيزى موجود نبود لاجرم عماد الدوله متأمل گشته ناگاه چشمش بر سقف خانه افتاده ديد كه مارى سر از سوراخ بيرون مىآورد و بازپس مىبرد لاجرم متوهم شده فرمانداد تا سقف را بشكافتند و مار را بكشتند و بعد از بازكردن سقف خانه نقود معدود و اجناس نفيسه يافتند كه ياقوت آنجا پنهانكرده بود و عماد الدوله نقود را بر جنود قسمت نموده خياطى طلب داشت تا جهت او جامه ببرد و چون خياط حاضر گشت لفظ چوب گز بر زبان عماد الدوله بگذشت درزى بنابرآنكه كر بود پنداشت كه پادشاه چوب مىطلبد كه از وى بضرب لت اقرار كشد كه اموال ياقوت كجاست و فىالحال بر زبان آورد كه اى خداوند چه حاجت به چوب است و اللّه كه بيش از هفده صندوق از جهات ياقوت پيش من نيست عماد الدوله بخنديد و اهل مجلس متعجب گرديدند در تاريخ گزيده مسطور است كه چون ياقوت از آل بويه انهزام يافت بدار الخلافه شتافت و امراء بغداد لشكرى گران بصوب شيراز فرستادند عماد الدوله آن سپاه را استقبال نموده در منزل فيروزان تلاقى عسكرين دست داده مدت صد روز مقاتله اتفاق افتاد و هيچ‌يك از آن دو سپاه را