غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
406
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
اول سبق ذكر يافت مهم مجاهدان دين سيد المرسلين با متوطنان آن بلدان در آن نوبت به صلح انجاميده امام حسن عليه السّلام مقضى المرام مراجعت فرمود و در ايام خلافت امير المؤمنين على رضوان اللّه عليه بنو ناحيه كه در سلك اهل اسلام انتظام يافته بودند مرتد گشته بترسايانى كه در ناحيهء از نواحى طبرستان بسر ميبردند پيوستند و اين معنى بر ضمير منير حضرت امير واضح شده مصقلة بن هبيرة الشيبانى را بتأديب بنى ناحيه نامزد فرمود و مصقله شيبانى با جمعى از سالكان مسالك پهلوانى بدانجانب شتافته بنى ناحيه از ضرب تيغ فرقهء ناجيه نجات نيافتند و عيال و اطفال ايشان در چنگ اسار گرفتار گشته مصقله سالما غانما باز گرديد و چون در آن يورش مصقله بر مداخل و مخارج آن مملكت وقوف يافته بود در زمان تسلط معاوية بن ابى سفيان متعهد فتح طبرستان شد و با چهار هزار كس بدانجانب شتافته مدت دو سال ميان او و فرخان بزرگ نايرهء جدال و قتال اشتغال داشت و بالاخره فرخان ظفر يافته مصقله در كجور كشته شد و در قريهء چهارسو مدفون گشت و قبر او بمزار كيامصقله در آن ولايت سمت شهرت پذيرفت بعد از آن يزيد بن مهلب بن ابى صفره در زمان استيلاء بنى مروان لشگر به طبرستان كشيد چنانچه در جزو دوم ازين مجلد مجملى از آن حكايت مذكور گرديد و در وقت ايالت ابو جعفر منصور دوانيقى كه اسپهبد خورشيد حاكم طبرستان بود بر وجهى كه سبق ذكر يافت ابو الخصيب و عمرو بن العلاء بر آن مملكت استيلا يافتند و ابو الخصيب در سارى ساكن گشته مردم آنجائى را باسلام درآورد و در آن بلده مسجد جمعه بنا كرد و بعد از ابو الخصيب خزيمه نامى به حكم ابو جعفر بدان ولايت شتافته در جرجان بسيارى از اعيان را بقتل آورد و دو سال باقبال گذرانيده عازم سفر آخرت گرديد آنگاه ابو العباس نامى بدانجا آمده و يكسال حكومت كرده معزول گشت و روح بن حاتم بن قيصر بن المهلب بجايش منصوب شده پس از يكسال كه بظلم پرداخت خالد بن برمك عوض او بمازندران شتافت و چهار سال آنجا بوده در آمل قصرى ساخت و بعد از آن منصور او را طلبيده عمرو بن العلاء را كه پس از استخلاص طبرستان بآستان خلافت آشيان شتافته بود باز بحكومت فرستاد و مهدى بن ابى جعفر در ايام دولت خود عمرو را عزل كرد و سعيد بن علج بدان ولايت آمد و سعيد سه سال آنجا بوده سعيدآباد را بنا نمود و پس از آن او نيز معزول شده بار ديگر عمرو بن العلاء فرمانفرما شد و در حدود آمل قريهء عمرو كلاته را طرح انداخته قصرى و بازارى نيز ساخت و در عمارت سعيدآباد كه ناتمام بود اهتمام فرمود آنگاه مازندرانى موسوم بونداد بن هرمز خروج كرده باتفاق بادوسبان بن خورزاد تمامى اتباع خليفهء بغداد را از طبرستان اخراج نمود و بعقيدهء خواجه على رويانى كه يكى از مورخان طبرستان است عمرو بن علا متابع بادوسبان شده در سعيدآباد روى بجهان جاودان نهاد و در وقتى كه مازيار بن قارن مازندرانى كه از اولاد ونداد بود بر دست حسن بن حسين بن مصعب خزاعى گرفتار گشت نوبتى ديگر گماشتگان خلفا بر آن ولايت استيلا يافتند و از طاهريان هركس كه حاكم