غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
401
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
گفتار در بيان مبادى احوال ملوك طبرستان سيد ظهير الدين بن سيد نصير الدين بن سيد كمال الدين بن سيد قوام الدين المرعشى كه تاريخ طبرستان تصنيف اوست از مؤلف مولانا اولياء اللّه آملى چنين نقل نموده كه در آن زمان كه اسكندر ذو القرنين ممالك عجم را بر ملوك طوايف تقسيم ميفرمود حكومت مملكت طبرستان را مفوض براى و رويت يكى از اولاد ملوك فرس فرمود و آن شخص و اولاد او دويست سال در آن ولايت بدولت و اقبال گذرانيدند و چون اردشير بابكان ملوك طوايف را مقهور گردانيده رايت كشورستانى ارتفاع داد زمام ايالت آن ولايت را در قبضهء اختيار خفنشاه نامى كه در سلك احفاد همان شخص منتظم بود نهاد و خفنشاه و فرزندان او بطنا بعد بطن دويست و شصت و پنج سال ديگر در طبرستان فرمانفرما بودند و بعد از آنكه قباد بن فيروز مالك ممالك عجم گشت سلطنت آن ديار را بپسر بزرگتر خود كيوس ارزانى داشت و كيوس اولاد خفنشاهرا مستاصل ساخته مدت هفت سال حكومت كرد آنگاه ميان او و برادرش انوشيروان مخالفت اتفاق افتاد و كيوس بر دست برادر اسير گشت و بقتل رسيد و از وى پسرى ماند شاپور نام و شاپور ملازمت نوشيروانرا اختيار نموده ايالت طبرستان تعلق به اولاد سوخرا گرفت و از آنجماعت پنج كس در آن مملكت كامرانى كردند و مدت دولت ايشان صد و ده سال امتداد يافت و اسامى ايشان اين است زر مهر و آذر مهر ولاش مهرين و ولاش و آذر ولاش و ملك از آذر ولاش به جيل بن جيلان شاه كه مشهور است بكاوباره منتقل گشت و تمامى ملوك رستمدار كه داخل ممالك طبرستان است از نسل گاو بارهاند چنانچه از سياق كلام آينده بوضوع خواهد پيوست ذكر ابتداء كار جيل كه مشهور است بگاو باره و رسيدن او بسلطنت طبرستان از اقتضاء روش سبعهء سياره اين داستان بقلم راستان در تاريخ طبرستان بدينسان در سلك بيان انتظام دارد كه در آن اوانكه قباد بن فيروز بمدد ملك هياطله مالك ممالك عجم گشت و برادرش جاماسپ دست تشرف از مملكت كوتاه كرده از سر ملك و مال درگذشت قباد زمام ايالت ولايت رى و دربند و شروان و ارمنيه را در قبضهء اختيار جاماسپ نهاد و جاماسپ تا آخر ايام حيات در آن حدود بفرمانفرمائى قيام مىنمود و چون او بعالم آخرت رحلت فرمود ازو سه پسر يادگار ماند نرسى و وهسودان و سرخاب كه جد ملوك شروان است اما نرسى قائممقام پدر گشته بعضى از بلاد را كه در آن نواحى بود بضرب شمشير بر ممالك موروثى افزود و در وقتى كه كوكب اقبال انوشيروان بدرجهء كمال رسيد نرسى خود را منظورنظر كسرى گردانيده در بعضى از معارك آثار شجاعت بظهور رسانيد بنابرآن