غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
390
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
ذكر سلطنت محمد بن سلطان محمود غزنوى چون دست يمين الدوله محمود از تصرف در امور دنيوى كوتاه گشت پسرش محمد بموجب وصيت افسر سلطنت بر سر نهاد و بدستور زمان محمود منصب وزارترا بامير حسنك ميكال داد و سلطان مسعود در همدان از رحلت پدر وقوف يافته بصوب خراسان شتافت و نامهء ببرادر نوشت مضمون آنكه من بدان ولايت كه پدر به تو عنايت كرد طمع ندارم اما بايد كه نام من در خطبه مقدم مذكور شود و محمد جوابى درشت گفته به تهيه اسباب قتال اشتغال نمود و هرچند جمعى از دولتخواهان سعى كردند كه ميان برادران صلح بوقوع پيوندد به جائى نرسيده محمد اصلا تنزل نكرد و عم خود يوسف بن سبكتكين را مقدمه سپاه گردانيده روى به راه آورد و در غرهء ماه مبارك رمضان سنهء احدى و عشرين و اربعمائه در تكيناباد كه بحقيقت نكبتآباد بود فرود آمده ماه صيام را در آنمقام بپايان رسانيد و در روز عيد بيجهتى كلاه از سر پادشاه افتاده مردم اين صورترا بفال بد داشتند و در شب سيوم شوال امير على خويشاوند و يوسف بن امير سبكتكين با جمعى اتفاق نموده رايت مخالفت برافراختند و بهوادارى مسعود گرد خرگاه محمد را فروگرفته او را از آنجا بيرون آوردند و بقلعه تكيناباد برده محبوس كردند آنگاه اركان دولت محمودى باستقبال مسعود شتافتند و امير حسنك در نيشابور بدرگاه مسعود رسيده چون چشم پادشاه بر وى افتاد فرمود تا از حلقش آويختند زيرا كه بسمع مسعود رسانيده بودند كه حسنك روزى بر سر ديوان سلطان محمد گفته بود كه هرگاه مسعود پادشاه شود حسنك را بر دار بايد كشيد و على خويشاوند و يوسف بن سبكتكين در بلده هراة بملازمت سلطان مسعود رسيده يوسف محبوس و على خويشاوند مقتول گرديد و مسعود بر جناح استعجال بغزنين رفته محمد را كه در قلعه تكيناباد محبوس بود ميل كشيد و از تاريخ گزيده بخلاف روايتى كه مرقوم شد چنان مستفاد ميگردد كه قبل از آنكه ديدهء دولت محمد بميل جفاى برادر كور شود چهار سال پادشاهى كرد و در زمان استيلاء مسعود بر مملكت نه سال در حبس اوقات گذرانيده بعد از قتل مسعود يكسال ديگر فرمانفرما بود و در سنه اربع و ثلاثين و اربعمائه به حكم مودود بن مسعود كشته گشت ذكر سلطان مسعود بن يمين الدوله محمود لقب سلطان مسعود بقول بعضى از مورخان ناصر الدين بود و بزعم حمد اللّه مستوفى نصير الدوله و او بعد از ميل كشيدن برادر در دار الملك غزنين افسر پادشاهى بر سر نهاده منصب وزارت را باحمد بن حسن ميمندى داد و بتمهيد مبانى عدل و انصاف پرداخته ابواب انعام و احسان به روى روزگار علما و فضلا بازگشاد در ايام دولت مسعود در اطراف ممالك بقاع خير مانند مساجد و مدارس و خوانق بنا يافت و او هرسال غزو كفار هند را پيشنهاد همت بلندنهمت ساخته بدان ديار مىشتافت بنابرآن سلجوقيان فرصت يافته از آب آمويه