غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

364

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

سنهء سبع و ثمانين و ثلاث مائه امير نوح راه سفر آخرت پيش گرفت لقبش امير رضى بود و او قرب بيست و دو سال سلطنت نمود گفتار در بيان مجملى از وقايع خراسان و ماوراء النهر در زمان سلطنت نوح بن منصور و ذكر استعلاء لواء دولت امير سبكتكين در خراسان بسبب مخالفت اولاد سيمجور چون مهم امير نوح سمت استقامت يافت در اوايل سنهء احدى و سبعين و ثلاث مائه ابو الحسين سيمجور را از امارت خراسان معزول كرده آن منصب بحسام الدوله ابو العباس تاش تعلق گرفت و مقرر ساخت كه ابو الحسين بسيستان رفته بمحاصرهء خلف بن احمد قيام نمايد زيرا كه خلف خلف وعده نموده مال دستوريرا ببخارا نمىفرستاد و ابو الحسين حسب الحكم بسيستان شتافته خلف در قلعهء درك متحصن گشت و ابو الحسين در گرد قلعه نشسته بمحاصره مشغول شد در خلال اين احوال فخر الدوله ديلمى و قابوس بن وشمگير بواسطه استيلاء مؤيد الدوله بر ولايت جرجان از دار الفتح استراباد گريخته در نيشابور بحسام الدوله پيوستند و تاش بنابر فرمودهء نوح بن منصور به قدر مقدور در اعزاز و احترام آن دو مهمان عزيز كوشيده سپاه خراسان را جمع آورد و باتفاق ايشان بجانب استراباد نهضت كرد و مؤيد الدوله در شهر متحصن گشته مدت دو ماه از جانبين باشتعال آتش قتال پرداختند آخر الامر در ماه رمضان سنهء مذكوره مؤيد الدوله و جرجانيان بهيأت اجتماعى از چهار ديوار شهر بيرون آمده بر سپاه خراسان تاختند و فايق كه در سلك عظماء امراء امير نوح انتظام داشت و از مؤيد الدوله مبلغى بر سبيل رشوت گرفته بود پشت بر معركه كرده تا بخارا عنان بازنكشيد و ساير لشكريان نيز متعاقب فايق گريزان گشته حسام الدوله و فخر الدوله و قابوس تا نزديك غروب در معركه ايستادند و چون ديدند كه كار از دست رفت ايشان نيز فرار بر قرار اختيار كرده بنيشابور شتافتند و خبر اين واقعهء منكر بامير نوح رسيده مكتوبات در باب استمالت فخر الدوله و قابوس بنيشابور فرستاد و مقرر فرمود كه ابو الحسين عتبى سپاه ماوراء النهر را مجتمع ساخته بنفس نفيس خويش متوجه نيشابور گردد و در تدارك آن خلل شرايط اهتمام بجاى آورد و ابو الحسين انگشت قبول بر ديده نهاد و امير نوح او را خلعت امارت پوشانيد و ابو الحسين شعار امارت بمنصب وزارت جمع ساخت بمقتضاى كلام صدق انجام ( اذا انتهى الامر الى الكمال عاد الى الزوال ) آن وزير بىشبه و نظير هم در آن ايام از دست ساقى اجل جام شهادت دركشيد تبيين اين مقال آنكه ابو الحسين سيمجور عزل خود را بسبب سعايت ابو الحسين عتبى ميدانست و پيوسته در معايب او فصول بفايق مىنوشت و فايق كينهء وزير در سينه جاى داده جمعى از غلامان سديدى را مواعيد دلپذير نمود تا قتل ابو الحسين را پيش‌نهاد