غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
36
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
ديدى فاطمه پسرى آرد و در كنار تو باشد بعد از آن حسين عليه السّلام متولد شد و در كنار من آمد و روزى او را برده در كنار رسول صلى اللّه عليه و سلم نهادم ناگاه اشك از چشم آن حضرت روان شد گفتم پدر و مادر من فداى تو باد يا رسول اللّه چهچيز ترا بگريه آورد جواب داد كه جبرئيل آمد و مرا خبر داد كه زود باشد كه امت من اين پسر را بكشند و خاكى سرخ از تربت او آورد و از ام سلمه رضى اللّه عنها مرويست كه گفت حضرت مقدس نبوى شبى از حجرهء من بيرون رفته بعد از زمانى دير بازآمد پريشانحال و گردآلود و چيزى در دست گرفته گفتم يا رسول اللّه اين چه حالتست فرمود كه مرا امشب بموضعى بردند از عراق كه آن را كربلا خوانند و مكان قتل حسين و جماعتى از اولاد و اهلبيت مرا به من نمودند و من خونهاى ايشانرا برگرفتم و اينك در دست منست پس دست مبارك بگشود و گفت اين را بستان و نگاهدار و هرگاه مبدل به خون تازه گردد بدانكه حسين را كشتهاند و من آنچه حضرت مصطفى صلى اللّه عليه و سلم در دست داشت ستانده چون در آن نظر كردم چيزى ديدم همچون خاك سرخ و آن را در قارورهاى كرده سرش را مستحكم ساختم و چون حسين رضى اللّه عنه به طرف كوفه رفت روز و شب در آن قاروره نظر ميكردم و در صباح روز دهم محرم سنهء احدى و ستين در آن قاروره نگاه كردم خاك همچنان بر حال خود بود و در آخر روز نظر بر آن قاروره افكنده ديدم كه آنچه در آن بود به خون تازه تبديل يافته لاجرم پنهان آغاز ناله و زارى كردم تا دشمنان خاندان اطلاع نيابند و شماتت نكنند خاموش گشتم و بعد از اندك فرصتى آن خبر محنتاثر بمدينه رسيد در روضة الصفا از شرحبيل بن عون مرويست كه فرشتهاى كه موكل است بر بحار بدرياى اعظم آمده و بالهاى خود را گشاده بانگى صعب كرده گفت اى اهل دنيا جامهء اندوه و ماتم بپوشيد جهت فرزند مصطفى كه او را شهيد خواهند گردانيد و از آن دريا نزد خاتم الانبياء آمده گفت اى حبيب خدا دو قوم بر روى زمين با يكديگر جنگ خواهند كرد از امت تو و يكى از آن دو گروه فاسق و ظالم خواهند بود و فرزند ترا در زمين كربلا بقتل خواهند رسانيد و اين خاك از تربت فرزند تست آنگاه يك قبضهء خاك از زمين كربلا به حضرت مصطفى داد و آنحضرت آن خاك را ببوئيد و بگريست و بر قاتل حسين عليه السّلام نفرين كرد و آن خاك را بام سلمه رضى اللّه عنها تسليم نموده و او را از كيفيت شهادت حسين خبر داد و فرمود كه اين قبضهء خاك را نگاهدار و بهروقت درين نظر ميكن و چون بهبينى كه به خون تازه تبديل يافته بدانكه واقعهء فرزند من حسين نزديك رسيده است و در بعضى اخبار آمده است كه چون يكسال از عمر حسين بگذشت دوازده فرشته بصور مختلفه نزد رسول صلى اللّه عليه و سلم آمده گفتند اى محمد به فرزند تو همان رسد كه بهابيل رسيد و به او آن مقدار ثواب دهند كه بهابيل دادهاند و قاتل او را آنقدر گناه باشد كه كشنده هابيل را و از عبد اللّه بن عباس رضى اللّه عنهما روايتست كه گفت من ديدم جبرئيل را با فوجى از ملائكه كه همه از غايت اندوه بالها گشاده بودند و ميگريستند و نزد رسول صلى اللّه عليه