غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

34

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

برادر عالىگوهر خويش ده سال و كسرى در دار دنيا اقامت داشت و در روز جمعه يا شنبه دهم محرم سنهء احدى و ستين از هجرت سيد المرسلين در كربلا رايت عزيمت بجانب فردوس اعلى برافراشت و در آن روز بقول امام يافعى هشتاد و دو مرد از شيعه و اهل‌بيت در نظر آن امام عالىگهر بتيغ ظلم كوفيان بداختر شهيد شدند اما روايت مشهور آنست كه عدد آن جماعت از هفتاد و دو زياده نبوده و از آن جمله بعقيدهء حسن بصرى رحمة اللّه شانزده نفر از اولاد و اخوان و برادرزادگان و بنى اعمام امام حسين عليه السّلام بودند و هيچ‌يك از ايشان در روى زمين شبيه و قرين نداشتند و بعضى از مورخان عدد ايشان را سيزده گفته‌اند و صاحب كشف الغمه اسامى جمعى از اهل‌بيت را كه در آن واقعه شهيد شده‌اند برينموجب تفصيل نموده كه امام حسين عليه السلام عباس عمر محمد عبد اللّه جعفر ابناء على المرتضى ابو بكر قاسم عبد اللّه اولاد حسن بن على عليه السلام على عبد اللّه ابنا حسين بن على عليهم السلام محمد عون پسران عبد اللّه بن جعفر طيار رضى اللّه عنه مسلم عبد اللّه عبد الرحمن جعفر بنو عقيل رضى اللّه عنهم اما باتفاق ساير ارباب اخبار عمر بن على عليه السّلام در كربلا با شهداء نبوده و غالبا ذكر عمر بن على درين روايت از جملهء سهو كاتبانست و مسلم بن عقيل در كوفه شربت شهادت چشيده نه در كربلا چنانچه مذكور خواهد شد انشاء اللّه تعالى مدت امامت امام حسين عليه السلام قريب يازده سال بود و اوقات حياتش پنجاه و شش سال و پنج ماه و چند روز ( و اللّه تعالى اعلم بالصواب و اليه المرجع و المآب ) ذكر بعضى از احاديث و اخبار كه دلالت دارد بر علوشان آن امام بزرگوار باتفاق راويان آثار ائمه بزرگوار امام حسين عليه السلام از سينه تا قدم شبيه سيد عالم صلى اللّه عليه و سلم بود و در شواهد النبوة مسطور است كه آن جناب جمالى داشت كه چون در خانه تاريك بنشستى از بياض عذار و برق رخسار فايض الانوارش بوى راه بردندى رباعى اى گشته فلك منور از راى حسين * افتاده ملك چو سايه در پاى حسين شد رشك قمر عارض زيباى حسين * طوبى خجل از قامت رعناى حسين و در سنن ترمذى از يعلى بن مرة مرويست كه گفت شنيدم از رسول صلى اللّه عليه و سلم كه فرمود حسين از منست و من از حسينم خداى دوست دارد آنكس را كه حسين را دوست دارد و حسين سبطى است از اسباط رباعى اى گشته عيان نزد تو اقبال حسين * دانسته ز قول نبوى حال حسين خواهى كه خداوند ترا دارد دوست * در دل جا ده محبت آل حسين در ترجمه مستقصى مسطور است كه روزى خواجهء كونين حسين را بر ران راست خود نشانده بود و پسر خود ابراهيم را بر ران چپ و در آن حين جبرئيل نازل گشته گفت ايزد تعالى اين هردو را از براى تو جمع نخواهد كرد و يكى را از تو باز خواهد ستاند هركدام را خواهى اختيار فرماى احمد مختار صلى اللّه عليه و على آله الاخيار گفت اگر حسين وفات يابد از مفارقت