غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
333
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
ذكر المستنصر بالله ابو جعفر منصور بن الظاهر همان روز كه ظاهر بارادهء ملك قادر وفات يافت اشراف و اعيان بغداد با مستنصر بيعت نمودند و او نيز مانند پدر بصفات حميده و سمات پسنديده اتصاف داشت و در ايام دولت رايت عدالت و رعيتپرورى و لواى سخاوت و مرحمتگسترى برافراشت در ترويج بقاع خير و ابواب البر مساعى جميله بتقديم رسانيد و در هرمحلهء از محلات بغداد ضيافتخانهها معمور گردانيد و در آن ضيافتخانها پيوسته الوان اطعمه معدد و مهيا بودى و در ليالى ماه رمضان در اطعام و انعام فرق انام بيشتر مبالغه نمودى و همچنين مدرسه كه آن را مستنصريه ميگفتند در بغداد بنا كرد و در آن بقعه چهار مدرس مقرر ساخت و گفت كه در هردرى شصت و يك كس را از طلبه وظيفه دهند و جهة ايشان مأكول و مشروب و ساير ما يحتاج معين گردانند و دار الشفاء و دار القراءة نيز احداث كرده مستقلات نقاع بر اين بقاع وقف نمود و توليت آن را برأى صوابنماى مؤيد الدين ابو طالب محمد العلقمى تفويض فرمود در تاريخ وصاف مذكور است كه روزى مستنصر با يكى از مخصوصان در بيوتات خزائن خويش سير مىفرمود ناگاه بسر حوضى رسيد كه از دراهم و دنانير مملو بوده گفت آيا مرا اجل چندان امان دهد كه اين اموال را برطبق دلخواه صرف نمايم آن مقرب از شنيدن اين سخن متبسم گشته خليفه از سبب خنده پرسيده جواب داد كه نوبتى در خدمت جد تو الناصر الدين اللّه بدين مقام رسيدم و مقدار دو شبر ازين حوض خالى ديدم ناصر فرمود كه آيا چندان مهلت يابم كه آنچه ازين حوض خالى مانده پر گردانم اكنون بجهة استماع اين دو رأى مختلف مرا خنده آمد در روضة الصفا مسطور است كه روزى قريب بعيد مستنصر به بام دار الخلافه صعود نمود و مشاهده فرمود كه در اكثر بامها جامها گستردهاند از وزير سبب اين حركت را سؤال كرد جواب داد كه مردم اثواب خود شستهاند تا در روز عيد پاك باشد مستنصر فرمود كه من نميدانستم كه اهل بغداد چنان مفلوكاند كه در روز عيد جهة خود جامه نميتوانند دوخت بعد از آن زرگران بفرمان او بنادق طلا مىساختند و ملازمان آستان مكرمت آشيان آنها را در كمان گروهه نهاده بخانهء بغداديان مىانداختند وفات مستنصر در سنهء اربعين و ستمائه روى نمود اوقات حياتش پنجاه و يكسال و چهار ماه و زمان خلافتش شانزده سال و ده ماه و چند روز بود در ايام دولتش مؤيد الدين محمد العلقمى و نصير الدين محمد بن الناقد بنوبت بامر وزارت مشغولى كردند ذكر بعضى از علماء و اكابر كه معاصر بودند با مستنصر بن ظاهر يكى از اهل فضل و كمال كه در زمان خلافت مستنصر مرجع افاضل خجستهمآل بود شيخ فريد الدين عطار نيشابورى است شمايم آثار معارف و مناقب آن شيخ بزرگوار