غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
297
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
به سنگ بغداد شش رطل برآمد بثبوت پيوسته كه ابن مقله پس از واقعهء مونس بگوشهء گريخته درزى اختفاگاهى با امرا ملاقات ميكرد و ايشانرا بر خلع قاهر دلير ميگردانيد و در آن اثناء مبلغ دويست دينار بمنجمى داد تا با سيما كه مقدم اتراك بود گفت كه اوضاع نجومى دلالت بر آن مىكند كه امسال نكبتى شامل حال قاهر گردد و سيما بر قاهر متغير گشته اسباب محنت او دست درهم داد و سيما بموافقت ساير امراء آن خليفه قاهر را گرفته ميل كشيد و قاهر تا زمان خلافت المطيع للّه زنده مانده از كمال فقر و فاقه در ايام جمعه مثل ساير كوران در جامع بغداد گدائى ميكرد و ميگفت ايها الناس صدقه دهيد كسى را كه ديروز خليفهء شما بود و امروز بشما احتياج دارد و خلع قاهر در سنهء اثنى و عشرين و ثلثمائه اتفاق افتاد مدت دولتش يكسال و شش ماه و كسرى بود و اوقات حياتش پنجاه و دو سال ابن مقله و محمد بن القاسم و احمد بن عبد اللّه بنوبت در زمان ايالت قاهر وزارت كردند ذكر الراضى بالله ابو العباس محمد بن المقتدر مورخان ستودهمآثر آوردهاند كه چون عظماء بغداد بر خلع قاهر قادر شدند محمد بن المقتدر را از محبس بيرون آورده بر مسند جهانبانى نشاندند و او را الراضى باللّه خواندند و راضى خلايق را بعدل و داد نويد داده منصب وزارت را بابن مقله مفوض گردانيد و در باب استمالت خواطر اكابر و اصاغر مراسم سعى و اهتمام بتقديم رسانيد و جمال حال راضى بزبور عدل و انصاف و فضل و بذل آراسته بود و پيوسته علماء و فضلاء و ندماء را منظور نظر التفات ساخته دربارهء ايشان انعام و احسان مينمود و علم اخبار و انساب را نيكو ميدانست و نظم كردن اشعار بليغ مىتوانست و او آخرين خليفهايست كه منظومات او را مدون ساختند و بعد از وى هيچيك از خلفاء در جمعات و اعياد بر منبر نرفت و خطبه نخواند و با اهل طبع صحبت نداشت قطع يد ابن مقله كه از جملهء افاضل وزراء بود در ايام دولت راضى بوقوع پيوست و هم در آن اوان به حكم ماكانى بر بغداد استيلا يافته بر مسند امير الامرائى نشست وفات راضى در منتصف ربيع الاول سنهء تسع و عشر و ثلاثمائه روى نمود و او در آن وقت سى و دوساله بود مدت خلافتش را مورخان شش سال و دو ماه و چند روز در قلم آوردهاند و ابن مقله و عبد الرحمن بن عيسى و محمد بن قاسم الكرخى و سليمان بن حسن را در سلك وزرايش شمردهاند گفتار در بيان بعضى از وقايع و فوت فوجى از اشراف مردم و ذكر گرفتارى ابن مقله بسبب مراسله و مكاتبهء يحكم در سال اول از خلافت راضى كه سنهء اثنى و عشرين و ثلاثمائه بود كسوت حيات خير